معرق کاری : ( فرهنگ دهخدا ) ساختن یا نصب کاشی‌های معرق ، معرق کاری در قرن ۶ هجری یعنی در دوره سلجوقیان به سمت کمال رفت و بسیار متداول گردید. در قرن هشتم هجری هنرمندان معرق کار بمراتب از هنرمندان عهد سلجوقی جلو افتادند . در این قرن موفق شدند اجزایی را که اشکال معرق از آنها تشکیل می‌یابد کوچکتر کنند و لطیفترین و زیباترین اشکال بنائی و و هندسی را در مجموعه‌ای از رنگهای زیباولعاب صدفی دار بمراتب کمتر از هزینه آجرهای کاشی مینایی بود وعلت این امر واضح است . زیرا در کاشی لازم بود پس از کشیدن رنگ و نقش یک بار دیگر آن را درکوره گذارند و این عمل گذشته از هزینه اضافی که داشت چندان مورد اطمینان نبود و چه ممکن بود کاشیها از کوره سالم بیرون نیاید، صنعت معرق کاریدر قرن‌های نهم و دهم هجری به منتهای ترقی خود رسید در این دوره مراکز مهم معرق سازی شهرهای اصفهان ، یزد ، کاشان ، هرات ، سمرقند و تبریز بود. موزائیک : ( فرهنگ دهخدا ) مجموعه مکعبهای کوچک رنگارنگ از مرمر یا اسمالت (smalt) که رسمی هندسی مانند کتاب را تشکیل می‌دهد و در سیمان کار گذاشته شده نوعی آجر که با سیمان ساده یا رنگین یا ساده ساخته شود کاشی معرق : ( فرهنگ دهخدا ) قسمتی از خشت کاشی منقشی که نقشها را مانند عرق در آن قرار داده‌اند . قسمی کاشی مرکب از قطعات مختلف و رنگهای گوناگون که چون کنار هم قرار گیرند نقشی بدیع بوجود آید. پیشینه در دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبی به عنوان بخشی از ساختمان به کار می‌رفته‌است. در این دوره چوب به عنوان یکی از فراوان‌ترین مصالح طبیعی نقش مهمی در ساخت ابزار فنی و کشاورزی و حتی وسایل خانگی ایفا می‌کرده‌است. از دوره سلوکیان آثار چندانی در دست با همان شیوه معرق چوب کار می‌شود، فقط زمینه طرح یا کار را به قطعه‌های پازل مانند بریده، در کنار هم می‌چسبانند و سپس باز هم برای مراحل تکمیلی به کارگاه رنگ فرستاده می‌شود. معرق زمینه آجری: با همان شیوه معرق زمینه چوب کار می‌شود، فقط تفاوت کار در این است که زمینه طرح به صورت آجری بریده و در کنار هم چیده می‌شود. آنگاه مراحل تکمیلی را به صورت رایج طی می‌کنند. نازک بری در معرق: در این شیوه از معرق، ابتدا قطعات طرح مورد نظر معرق بریده می‌شود. آنگاه به وسیله اره مویی معمولی برش‌های بسیار ظریف و نزدیک به هم در تمامی قسمت‌های طرح داده می‌شود، برش‌هایی که به فاصله‌های میلیمتری در کنار هم داده می‌شود. سپس چوبهای شکل داده شده در کنار هم بر روی زمینه‌ای از تخته روکش شده و غالباً بدون هیچ نوع تزئینی چسبانده می‌شود. معرق منبت: معرقی که نقشهای آن برجسته‌است معرق منبت گفته می‌شود برای ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه‌ها را مانند معرق می‌برند و بعد آنها رابه طور مجزا به شیوه منبت کاری ساخت و ساز نموده، کنار یکدیگر جفت و جور می‌کنند. در پایان قطعه را رویزیر کار در محل مربوط نصب می‌کنند. ابزار ابزار کاری که در کارگاه معرق به کار می‌رود عبارت‌اند از: اره دست - اره مویی– اره چوب بر – اره فلز – پرس دستی (پیچ دستی) – پیشکار – تیزک – چکش – سوهان تخت – سوهان چوب ساب – کمان اره – رنده دستی- سنگ نفت – گازانبر – لیسه – ماشین پرداخت – مته دستی – میخ - سمباده - چسب چوب و در نهایت پس از پرداخت نهایی توسط سیلر - کیلر ویا رزین پلی استر اسپری میشود مواد اولیه برای معرق کاری، وجود انواع چوب با تنوع رنگی ضرورت دارد و در انتخاب چوب باید مواردی چون استحکام و خشک بودن چوب و قابلیت اره شدن و رنده شدن را در نظر گرفت. هم چنین از صدف، عاج، فلزات در معرق استفاده می‌شود. -- مراحل اجرای یک طرح معرق ابتدا طرح مورد نظر را قلم گیری و نقوص آنرا برطرف کرده سپس با توجه به رنگ چوب و زیبایی کار چوب های لازم را تعیین کنیدو جهت راحتی کار و یر روی تمام قسمتهای طرح نوع چوب مورد نظر را یادداشت کنید سپس تخته پشت کار را به اندازه طرح مورد نظر انتخاب کرده، به روی آن یک ورق از نایلون قرار می‌دهند، انگاه طرح و نقشه مورد نظر را بر روی کاغذ آورده و به وسیله چسب آهن آن را بر روی تخته سه لایی می‌چسبانند، پس از آن تکه‌های مختلف طرح با اره مویی بریده شده قطعات مختلف آن را به وسیله میخ سایه بر روی تخته زمینه به طورموقت نصب می‌کنند. آنگاه قطعات طرح را جداگانه بر روی چوب‌ها با رنگ‌های مورد نظر به وسیله همان میخ سایه نصب کرده و روی چوب پیشکار قرار داده و به وسیله اره مویی دور طرح را روی تخته بریده و حال قطعه چوب بریده شده را در جای خود مطابق نقشه روی تخته پیشکار به وسیله میخ سایه موقتاً نصب می‌کنند. بدین ترتیب با این روش همه نقش‌های خرد شده را از رنگ‌های مختلف چوب، صدف و عاج تهیه و جایگزین مدل می‌کنند. هنگامی که تمام چوب‌های رنگی جایگزینی طرح اولیه شده، چسبی از سریشم و پودر امرا تهیه کرده و به وسیله انگشت سبابه روی تمام شیارهای بین تکه‌های قرار می‌دهند. به این طریق تمام شیارهای بین نقوش پر می‌شود و قطعات به طور کامل به هم چسبیده و ثابت می‌شود. دراین مرحله میخ‌های سایه را از روی طرحها بر می‌دارند و آنگاه نوبت به نایلونی می‌رسد که قبلاً در زیر کار و روی تخته پشت کار قرار داده شده بود، آن را نیز برداشته و نقش‌های چسبیده شده را بر می‌گردانند و پشت آنها را سمباده نرم می‌زنند. در نتیجه چسب‌هایی که از میان شیارها به پشت کار نفوذ کرده، پاک می‌شود. حال سطح تخته پشت کار را به وسیله کاردک به چسب گرم آغشته کرده، نقشه معرق شده را روی آن می‌چسبانند و برای ثابت نگاه داشتن آن دو میخ سنجاقی در بالا و پایین آن نصب می‌کنند. در این مرحله لایه‌ای از نایلون و قطعه‌ای از نمد یا پتوی ضخیم را روی نقشه معرق شده قرار داده ترکیب فوق را در میان دستگاه پرس گذاشته، تحت فشار می‌دهند و بعد از گونیا کردن تابلو، اضلاع آن را رنده می‌کنند. سطح تابلو رابه دلیل متفاوت بودن ضخامت چوبهای صنعتی، با ماشین سمباده می‌سایند تا یکنواخت و صیقلی شود. حال محیط تابلو را به وسلیه نوار چسب کاغذی به طریقی که ۲ یا ۳ میلیمتر آن از سطح تابلو بالاتر قرار گیرد چسبانده مخلوط پلی استر آماده شده را به طور یکنواخت روی صفحه مورد نظر می‌ریزند تا کاملاً سطح را بپوشاند. بعد از خشک شدن پلی استر به وسیله سمباده لرزان آن را می‌سایند تا رنگ چوب از زیر پلی استر ظاهر شود و مجدداً برای شفافیت بیشتر، قشری از پلی استر شفاف بر آن پاشیده و سمباده می‌زنند. در پایان به وسیله دستگاه پرداخت و مواد جلا دهنده سطح کار را پرداخت می‌کنند. منبت هنر کنده کاری نقوش به روی چوب را منبت گویند. قابل توجه‌است که منبت می‌تواند به صورت یک تکه یا چند تکه انجام شود هرگاه منبت کاری بر روی چوب بزرگ یک تکه انجام شود، منبت یک تکه و هرگاه منبت کاری بر روی تکه‌های کوچکی انجام شود، منبت چند تکه خواهد بود. منبت بر حسب نوع برجستگی که در کار آن به وجود می‌آید به پنج دسته تقسیم می‌گردد: منبت کم بر جسته، منبت نیم برجسته، منبت تمام برجسته، پیکره، قلم زنی بر روی چوب ابزار کار مغار: وسیله‌ای است برای تراشیدن چوب که انواع آن در ذیل نام برده شده مغار کبریتی- مغار تخت یا صاف – مغار نیم باز – مغار [گلویی] – مغار شفره کلیه مغارهای نامبرده دارای خمیده یا کج نیز هستند که در جاهایی که امکان استفاده از مغار صاف نباشد، از مغار کج استفاده می‌شود. سوهان: برای ساییدن چوب و دیگر ابزار منبت کاری به کار می‌رود و انواع آن شامل موارد زیر می‌شود. سوهان دو سر صاف – سوهان دو سر کج – سوهان سه پهلوی سه گوش- سوهان سه پهلوی صاف – سوهان نیم گرد – سوهان دم کاردی – سوهان دم موشی – سوهان گرد – چوب ساب مواد اولیه شامل: ۱- چوب‌های محکم و بدون گره که برای این منظور چوب‌های آبنوس، بقم، شمشاد، فوفل، عناب، و گردو و .... از همه مناسب تر هستند. ۲- عاج، صدف و استخوان روش کار ابتدا طرح بر روی زمینه چوب منتقل می‌شود و با بستن کار به گیره دستی هنرمند شروع به کار کرده و ابتدا خطوط محیطی طرح با مغار مشخص می‌شود سپس بابرداشتن زمینه کار به صورت یکنواخت و به وسیله مغارهای مختلف منبت کار روی چوب ادامه پیدا می‌کند. پس از پایان کار منبت کاری، سطوح کار با سنباده بسیار نرم، صاف و صیقلی می‌شود. در مرحله به سطح کار روغن با پلی استر زده می‌شود تا چوب بر اثر مرور زمان ترک نخورد و در مقابل رطوبت مقاوم باشد. انواع منبت از انواع منبت می‌توان نمونه‌های زیر را نام برد: منبت کمی بر جسته: نوعی از منبت است که در آن هنرمند منبت کاری خود را به حدی برساند که نقش برجسته‌ای که به وجود آورده از سطح زمینه کار بیرون نیاید و هم سطح حاشیه اطراف کار باشد. منبت بر جسته: شیوه کار این گونه که مراحل منبت یک چوب را تا آنجا پیش می‌بریم که برجستگی‌های طرح از رویه کار کاملاً بیرون خواهد زد. پیکره: هنرمند طرح خود را بر روی حجمی از چوب به شیوه‌های چسباندن، فوکپی، یا از طریق کاغذ کاربن یا طراحی مستقیم بر روی چوب انتقال می‌دهد، آنگاه از برجسته‌ترین قسمت طرح کار خود را آغاز می‌کند و توسط مغارهای و لوازم رایج در این زمینه مشغول کنده کاری بر روی چوب می‌شود. در تمام کار، طرح به صورت کاملاً بر جسته و دارای حجم چوب از داخل بیرون آمده و اطراف آن خالی از هر گونه چوب خواهد بود.



رنگ کاری معرق چوب:


پلی استر ماده شفاف و بی رنگی است که برای محافظت از چوب به صورت یک لایه نازک و بعضاً چند میلی متری روی آثارچوبی پاشیده و یا ریخته می شود تا از اکسید شدن چوب ها در اثر مجاورت مستقیم با هوا و یا حمله قارچ و باکتری ها یا آفات به تابلوی معرق جلوگیری شود.همچنین تمیز کردن تابلو پلی استر شده راحت تر و در اثر ضربه خارجی مقاومت بیشتری دارند.
در قدیم عموماً سطح آثار معرق را بوسیله لاک الکل پوشش می دادند . در اثر مرور زمان با ورود پلی استر و مواد شیمیایی رویه تابلوهای معرق را این مواد پوشش می دهند.
که مواد پوشش دهنده روی تابلوها به شرح زیر می باشد:

1ـ سیلر : ماده ای است فوری به رنگ دوغ خاصیت آن پر کردن چشمه های موجود در روی چوب و خوب سمباده خوری آن است و سیلر بیشتر در کارهای روکشی چوب استفاده می شود . حلال آن تینر فوری 10000 به بالا می باشد.
2ـ کیلر : ماده ای است فوری و برای براقیت و جلای کار مورد استفاده قرار می گیرد و سمباده خوری آن سخت می باشد . دو نوع می باشد . رنگ آن شبیه عسل است .
الف : کیلر براق = اگر درب ظرف را باز کنید و ته ظرف مشاهده شود ،کلیر براق می باشد.
ب : کیلر مات = اگر درب ظرف را باز کنید و ته ظرف مشاهده نشود ، کیلر مات می باشد.
3ـ پلی استر
ـ نیم پلی استر : مات و براق ( دو جزیی)
ـ پلی استر دو مواد : مات (پولیشی) و براق ( ایستاده ) ( سه جزئی )
ـ نیم استر : ماده بسیار براقی است که جهت جلای نهایی سطح کار استفاده می شود و دارای یک نوع خشک کن به نام هاردنر با پاراتولوئن می باشد که نسبت آن به نسبت نیم پلی استر 10% می باشد.
ـ پلی استر پوست و پولیش:این پلی استر که به سه جزئی نیز معروف می باشد . شامل پلی استر + کبالت ( ماده بنفش یا تسریع کننده) + هاردنر (سخت کننده یا پراکسید می باشد.


مراحل پلی استر براق رویه:

1ـ ابتدا روی تابلو را بوسیله پنبه با تینر فوری 18000 شستشو می دهیم .
2ـ سپس دور کار را مانند مرحله قبل با نوار چسب کاغذی قالب می گیریم.
3ـ تابلو را روی سطح صاف گذاشته و تراز می کنیم.
4ـ پلی استر را داخل ظرف پلاستیکی می ریزیم.
5ـ ابتدا کبالت را به مقدار 2% به پلی استر اضافه می کنم.
6ـ پس از بهم زدن پلی استر براق 4% هاردنر به آن اضافه می کنیم.
7ـ پس از خشک شدن پلی استر پس از حداقل 48 ساعت تابلو را با سمباده 80 که به دستگاه چرخ پوست بسته شده است سمباده می زنیم تا ژله موجود روی آن برداشه شود.
8ـ سپس با دستگاه لرزان با سمباده های 80 ـ120 ـ 180 ـ 220 ـ 260 ـ 320 ـ 400 روی کار را ساب می زنیم
9 ـ پس از بر طرف شدن خش های موجود روی کار و از بین رفتن موج احتمالی پلی استر به دستگاه چرخ پوست دستگاه کله نمد بسته می شود.
10ـ خمیر پولیش زبر را که قرمز رنگ می باشد به سطح کار می مالیم و روی آن کمی آب می ریزیم سپس تابلو را پولیش می کنیم.
توجه : ابتدا تابلو بایستی از بالا به پایین سپس از چپ به راست پولیش شود.
11ـ مانند مرحله 10 با کله نمد روی کار را با خمیر پولیش نرم «‌سفید» یا شیر پولیش پولیش می نمائیم.
12ـ سپس به دستگاه چرخ پوست دستگاه پوست بره بسته می شود و سطح کار را با ماده شیر پولیش براق می کنیم.


زمینه مشکی :
1ـ ابتدا تابلورا به وسیله تیز فوری شستشو می نمایم . با پارچه آغشته به تینر فوری این عمل راانجام میدهیم .

2ـ دور تا دور کار را با نوار چسب کاغذی قالب می گیریم بهطوری که 2 میلی متر نوارچسباز سطح زیرکار بالاتر باشد.
3ـ تابلو را روی یک سطح صاف گذاشته و تراز می کنیم.
4ـ پلی استر را داخلظرف پلاستیکی به مقدار مورد نیاز می ریزیم.

5ـ دوده صنعتی را به پلی استراضافه می کنیم دوره صنعتی بایستی الک شده باشد و مقدار آن باید طوری باشد که چوبی که پلی استر را به هم می زنیم را تیره کند.
6ـ کبالت را بهپلی استر اضافه می کنیم و کاملاً پلی استر را با یک قطعه چوب بهم می زنیم.
7ـ سپس هاردنر را به ماده ساخته شده اضافه می کنیم . نسبت کبالت و هاردنراضافه شده به پلی استر 2% و 4% می باشد.
پس از ریختن هاردنر وقت زیادی نداشته و پس از بهم زدن پلی استر بایستی آن را روی سطح تابلو ریخت مقدار پلی استر خمیر مشکی ریخته شده بایستی همسطح و یا حداکثر یک میلیمتر بالاتر از سطح چوب های معرق استفاده شده در تابلو باشد.
تذکرات مهم :

الف ـ حتماً بایستی پلی استر ریزی در هوای تمیز و بدونگرد و خاک باشد.
ب ـ در صورتی که حباب موجود در درون پلی استر را بخواهیم بگیریممی توانیم به پلی استر مقدار کمی استون اضافه کنیم.
ج ـ در صورت گرم بودن هوامقدار کبالت و هاردنر کمتری به پلی استر اضافه می کنیم و در صورت سرد بودن اتاق سعیدر آن شود که اتاق را گرم کنیم تا بخواهیم مواد بیشتری استفاده کنیم.
د ـ درصورتی که کبالت بیشتر از مقدار لازم به پلی استر اضافه شود « مخصوصاً در مرحله دومپلی استر رویه» باعث مات و کدر شدن تابلو می شود و در صورتی که کمتر باشد باعث دیرخشک شدن پلی استر می گردد.
هـ : در صورتی که هاردنر بیشتر از میزان لازم باشدباعث ترک خوردن پلی استر و در صورتی که کمتر باشد باعث دیرتر خشک شدن تابلو میگردد.
و ـ در صورت لزوم می توانید از رنگ مشکی فوری بجای دوده صنعتی نیزاستفاده کنید.

ابزارمورد استفاده در معرق چوب


کمان اره مویی
کمان اره مویی به شکل u می باشد و دارای 25 سانتیمتر طول برش می باشد . گاهی اوقات بخاطر طول برش بیشتر دو عدد کمان اره مویی را به همدیگر جوش داده «‌کمان دوبل» ساخته و از آن برای برش بلند استفاده می کند .
مشخصات کمان اره مناسب :
1ـ سبک باشد 2 ـ فنر محکم داشته و زود قدرت فنری خود را از دست ندهد ،‌3ـ دارای پیچ و خروسکی جنس خوب باشد که در اثر باز و بسته شدن زود هرز نگردد. ، 4ـ دارای دسته مناسب با دست هر شخص باشد.
چنانچه در نظر باشد طرحی یا شکلی در روی چوبهای نازک یا صفحات چندلایی برش داده شود ، این کار به وسیله اره کمان میسر خواهد بود.
این اره ها فرمهای مختلفی دارند ، اما به طور کلی هرچه کمان نعلی شکل اره دارای طول بلندتری باشد ، میدان وسیعتری را می توانید برش دهید . بهترین نوع تیغه ای که برای عمل بریدن مناسب است به «پاملخی» معروف است . برای بکارگیری اره کمان به مراحل زیر توجه کنید :
ـ یک سر تیغه را در میان پیچ خروسک و کمان به صورتی قرار دهید که لبه برنده تیغه اره به سمت دسته اره باشد.
ـ پیچ خروسک را محکم کنید .
ـ سر دیگر را به طوری که با یک دست کمان اره را فشرده کرده اید ، در داخل پیچ خروسک سمت دیگر قرار دهید .
ـ قطعه کاری را که در روی آن طرح مورد نظر را رسم کرده اید ، در روی سطحی صاف قرار دهید .
ـ چنانچه فرم یا شکلی در وسط قطعات کار وجود دارد ، می توانید ابتدا با سوراخ کردن داخل شکل به صورتی که به طرح اصلی صدمه نزند و قرار دادن تیغه اره در داخل سوراخ و محکم کردن آن ، طرح را تا انتها برش دهید.
(
تیغ اره مویی
به سه مدل از نظر فرم دندانه تقسیم می شود :
1ـ فلز بر : که دارای دندانه های ریز و پشت سرهم می باشد عموماً برای برش فلزات مانند مس و برنج بکار می رود در معرق چوب برای برش صدف ـ خاتم ... و گاهی برش های ظریف مو مورد استفاده قرار می گیرد.
2ـ چوب بر : به آن تیغ اره مویی پا ملخی هم گفته می شود و دندانه های آن به صورت زوج می باشد. عموماً‌ برای برش چوب ها ـ صدف مصنوعی ـ فیبر مصنوعی مورد استفاده قرار می گیرد.
3ـ گردبر : در دو نوع وجود دارد :
حالت اول : یک تیغ اره مویی فلز بر است که تابیده به دور خود می باشد.
حالت دوم : یک تیغ اره مویی است که دورتادور آن حالت الماسی دارد
کمان اره مویی
تیغ اره مویی (
موم زنبور عسل تیزکموم زنبور عسل :
در هنگام برش تیغ اره مویی گرم شده و امکان دارد به علت زیاد گرم شدن بشکند .به همین جهت موم زنبور عسل یا صابون برای سرد کردن و روان برش زدن تیغ بکار می رود.

تیزک :
تیغه ای فولادی به ابعاد 10×2 با لبه تیزی در روش دوبل برای جدا کردن قالب از چوب اصلی بکار می رود. در ضمن از تیغ موکت بری نیز برای این کار استفاده می شود.


پیشکار :

تخته ای به قطر 18 میلیمتر که روی آن شکافی به صورت مثلث یا منحنی دارد که روی میز کار نصب شده و هنگام کار تیغ اره مویی در داخل شکاف آن برش میزند.
بهتر است سطح تخته پیشکار صاف و حتی رنگ شده باشد تا چوب به راحتی بتواند
چسب چوب (چسب چوب)
تیغ جراحی (تیغ جراحی یا موکت بری)
مشتی یا آچار (مشتی آچار)

:چسب چوب
رجوع شودبهمواد مورد نیاز
تیغ جراحی یا موکت بری :
در روش استفاده از الگوی کاغذ , طرح را با استفاده از این ابزار از هم جدا می کنیم . رجوع شود به اجرای معرق .
مشتی آچار:
برای باز و بسته کردن پیچ خروسک وتعویض تیغه بکارمی رود.

.
سمباده کاری :
پس از خشک شدن پلی استر خمیر مشکی بهتر است بگذارید حدوداً سه روز از خمیرریزی گذشته باشد سپس مراحل سمباده کاری را بر اساس روش زیر انجام دهید.
1ـ ابتدا سمباده 60 نواری را به دستگاه چرخ پوست بسته و سطح کار را سمباده می زنیم تا ژله و خمیر مشکی روی کار برداشته شود.

2ـ سپس سمباده 80 نواری را به دستگاه چرخ پوست بسته و سطح کار را سمباده می زنیم تا خش روی پلی استر در اثر سمباده 60 بوجود آمده از بین برود.

3ـ بعد از آن سمباده 80 پوست آب را روی دستگاه لرزان بسته و سطح کار را لرزان می زنیم و این عمل را بوسیله دستگاه سمباده لرزان به ترتیب با سمباده های پوست آب 120 ـ 180 ـ 220 ـ 260 می زنیم.


توجه : هر سمباده رد خش های ایجاد شده توسط سمباده قبل را از بین می برد.
توجه : هرچه شماره سمباده بیشتر شود سمباده نرم تر می شود .


صدف مصنوعی :

صدف مصنوعی عموماً به جای صدف طبیعی بکار می رود به خاطر براقیت و تنوع رنگی زیاد آن مصرف زیادی در معرق پیدا کرده است.
روش ساخت صدف مصنوعی :


1ـ شیشه ای به ابعاد مورد نظر تهیه می کنیم عموماً 20×10 .

2ـ دورتادور شیشه را با نوار چسب قالب می گیریم .

3ـ پلی استر را در ظرف پلاستیکی تمیز می ریزیم.

4ـ اکلیل نقره ای یا اکلیل رنگی مورد نظر را به پلی استر اضافه می کنیم.

5ـ کبالت را به مقدار مورد لزوم به پلی استر اضافه کرده با قطعه ای چوب پلی استر را بهم می زنیم.

6ـ روی سطح شیشه را با پارافین جامد آغشته می کنیم « برای اینکه پلی استر بعد از خشک شدن راحت جدا شود »

7ـ هاردنر (پراکسید) را به پلی استر اضافه می کنیم.

8ـ پس از بهم زدن پلی استر آن را روی شیشه که از قبل تراز شده می ریزیم.

9ـ پس از اینکه پلی استر صدفی تمام سطح شیشه را گرفت با یک تکه چوب شروع به بهم زدن آرام و یکنواخت پلی استر می کنیم تا هنگامی که پلی استر ژله کند « خشک شود» . همزمان موج مورد نظر را در پلی استر صدفی ایجاد می کنیم.

10ـ سپس بوسیله تیغ موکت بری پلی استر صدفی را از سطح شیشه جدا می کنیم.


فیبر مصنوعی :

عموماً به جای استخوان از فیبر مصنوعی استفاده می شود.

مراحل ساخت فیبر مصنوعی:
مانند ساخت صدف مصنوعی می باشد با این تفاوت که پس از ریختن فیبر سفید احتیاج به بهم زدن آن نمی باشد و به جای اکلیل به عنوان ماده افزودنی از تیتان برای سفید کردن پلی استر استفاده می شود.


  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤

 




پیشینه ویترای یا هنر نقاشی بر روی شیشه به صدها سال پیش باز میگردد

آثار هنر ویترای را می توان بر پنجره کلیساها و کاخ های قرون گذشته در اروپا یافت. این هنر در شکل حرفه ای و مدرن، خود یکی از بهترین تزئینات برای پنجره ها و نماهای شیشه ای در بخش های مختلف ساختمان می باشد، تأثیربسزای این هنر در نورپردازی داخلی را نمی توان نادیده انگاشت.

اکنون گروه هنری ایران ویترای با نگاهی نو و پیشینه ای پر بار فعالیت خود در زمینه بکارگیری حرفه ای این هنر در تزئینات ساختمان آغاز نموده است.
با استفاده از هنر ویترای به محیط کار و زندگی خود طرح و رنگ تازه ای ببخشید.

کاربرد در :
- طراحی داخلی ساختمان
- پنجره ها، درب ها، آرک، سقف کاذب، لابی و ...
- نما سازی شومینه
- نورپردازی


  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤
تگ ها : ویترای

 

نحوه تولید
سوزندوزپس از آماده کردن مواد اولیه وابزار کار پارچه را که بعنوان ماده اولیه ای محسوب می شود را به اندازه های مناسب درآورده ونقش مورد نظر را برروی آن می دوزد .
ابتدا طرح کلی را با یک رنگ برروی آن پیاده می کند سپس فواصل بوجود آمده را براساس نقش مورد نظر با نخ های متفاوت رنگی پر می کند . میان کار وکم کار که نوع کار محسوب می شوند دراین مرحله مشخص می شود اما نحوه دوخت همه نقشها به این صورت نیست مثلا بال مدک که نوعی نقش است بدون اینکه اول طرح را با یک رنگ مشخص کنند سپس آنرا با رنگهای دیگر شکل دهند بترتیب رنگها بصورت کامل دوخته می شود نوع سوزندوزی مانند نوع نقش درهر منطقه ای متفاوت است بطوری که دربرخی مناطق انفرادی ودرجاهایی مانند ایرندگان بصورت گروهی ودسته جمعی عمل شود .
درنوع گروهی که بصورت های متفاوتی می تواند باشد ممکن است هرزن یک قطعه از پارچه را انتخاب کند وبدوزد ویا هرنقش ورنگی برعهده یکی قراربگیرد که درگویش محلی به این عمل دسته جمعی حشرگفته می شود .
منظور از پرکار ، کم کارومیان کار که گفته شد این است که اگرتمام پارچه موردنظر سوزندوزی شود پرکاراست ولی اگر بیشتر قسمتهای پارچه سوزندوزی شود اما فواصلی هرچند کم هم باقی بماند نوع دوخت میان کار است ولی اگر فواصل باقی مانده زیاد باشد نوع کم کار را تشکیل می دهد .
مدت زمان
از آنجائیکه سوزن دوزی هنری است که تنهابوسیله دست انجام می گیرد وبرای تولید آن از هیچ وسیله یاتجهیزات دیگری استفاده نمی شود مسلما برای تولید آن مدت زمان زیادی لازم است که البته به نوع دوخت ، نوع طرح ، مهارت فرد ، تولید انفرادی یا گروهی بستگی دارد .
نوع دوخت: سوزندوز برای هریک از انواع پرکار ،میان کاروکم کار زمان یکسانی را صرف نمیکند وهمه دیر یا زود انجام نمی گیرند پس درتعیین مدت زمان لازم هر یک از انواع آنها موثر است .
نوع طرح
با توجه به طرح اجرایی زمانی که بکار می رود بستگی به سادگی یا سختی آن طرح دارد که برای برخی از طرحها زمان کم وبرای برخی دیگر زمانی زیادی لازم است .طرحها همچنین براساس کوچک یا بزرگ بودنشان مدت زمان خاصی را به خود اختصاص می دهند .
مهارت فرد
مهارت فردکه تند یا کند عمل کند بسیار مهم است هرچه فرد مهارت بیشتری داشته باشد به همان اندازه می تواند با سرعت بیشتری عمل کند .
تولیدانفرادی و گروهی قطعا به لحاظ زمانی متفاوت خواهند بود بطوری که هرچه تعداد افرادی که می خواهند با هم کار کنند بیشترباشد به میزان تولید نیز زودتر انجام خواهدشد .
جنس پارچه ونخ نیز موثر است بطوری که هرچه پارچه ریز بافت ترباشد ونخ بکار رفته نیز ابریشم ونازک باشد برای دوخت آنزمان بیشتری لازم است تا اینکه پارچه ونخ از جنس کلفت ونامرغوب انتخاب شوند. یک سوزندوز دریک ساعت برای هر یک از انواع پرکار میان کاروکم کار می تواندبترتیب 10 سانتیمتر مربع پرکار ،35 سانتیمتر مربع میان کارو50 سانتیمتر مربع کم کار بدوزد .
فروش ( بازار)
شاید بتوان گفت که سوزندوزی بعنوان یک هنر آنطور که باید وشاید ارز ش وجایگاه خودرا نیافته است بطوری که تا چند سال پیش بعنوان یک نوع فعالیت نوعی بشمار می رفت واز اهمیت ناچیزی برخوردار بود برای رفع این مشکل می توان با یک مدیریت صحیح امکانات ومنابع بیکاری را تاحد زیادی میان زنان ومردان کاهش داد.
همچنین بازاریابی آن درکشورهای اروپایی – آسیایی وآفریقایی مهم ترین بخشی است که درتولید فراورده های سوزندوزی باید به آن توجه کرد که متاسفانه عدم گسترش تولیدات سوزندوزی به بقیه نقاط ایران وجهان از ضعفهای قابل توجه این هنر به حساب می آید .
درحال حاضر بیشترین بازار برای پوشاک محلی می باشد که بعلت عرضه زیاد ارزش آن پایین آمده وقیمت ناچیزی برای آن پرداخت می شود .
درجاهایی هم که تقاضا ها غیر بومی است واسطه ها بخاطر عدم اطلاع سوزن روزان از ارزش واقعی آنها قیمت بسیار کمی به تولید کننده ها می پردازند وبیشترین سود نصیب خودشان می شود با ایجاد شرکتهای سهامی که سهامد اران از خود تولید گان باشند می توان به صادرات گسترده پرداخت وبا پرداشتن سود بطور عادلانه بین عرضه کنندگان انگیزه بیشتری درآنها برای عرضه بیشتر ایجاد نمود .
دریک تقسیم بندی کلی می توان مراکز زیررا برای فروش تولیدات سوزندوزی نام برد .
1- فروش درمحل :
فروش درمحل مختص فراورده های محلی که زینت بخش لباس زنان بلوچ است مانند جیب ، سرآستین وپیش سینه می باشد که فروش درمحل ممکن است بصورت مبادلات با کالاهای دیگر یا مواد غذایی صورت گیرد که مسلما به اررشی خیلی کمتر از ارزش واقعی آن فروخته می شود که این به وضعیت بد اقتصادی واجتماعی استان مربوط می شود وتا زمانی که نارسای هایی از این قبیل ول نگردد نوسانات قیمت تابع عرضه تقاضا نخواهد شد
2- فروش درمراکز شهری :
فروش درمراکز شهری ،تولیداتی همچون سجاده ، دستمالهای تزئین شده ، نوارهای مانتو و... را شامل می شود که از آن حالت محلی بیرون آمده وفراورده های محلی کمتر مورد نقاضاست
3- فروش درشهرستانهای مختلف کشور:
شهــرستانهایی که همچون مراکز فروشی داشته باشند بسیار اند که که فروشگاهها ی سازمان صنایع دستی مهم ترین این مراکز به شمار می روند .
4- فروش درخارج از کشور :
همانطور که گفته شد سوزندوزی هنری است که درسایر کشورها جایی برای خود باز نکرده است سازمان صنایع دستی هم بعلت عدم تقاضا ی بازاردرخارج از کشور اقدام قابل توجهی درای زمینه انجام نداده است با این حال کشورهای حوزه خلیج فارس ، پاکستان وهندوستان و کشورهای اروپایی را می توان محل فروش نام برد .
نقوش سوزن دوزی
نقش وطرح که رکن اساسی درسوزندوزی به شمارمی آید برای هر دوره سند هویتی است که معمولا از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود .زنان بلوچ ممکن است براساس نوع سلیقه وتجربیات خود درنقوش تغییراتی بوجود آورند ونقوش را کم وزیاد کنند اما اصل آن ودرواقع هویت آن نقش هرگز از بین نمی رود.
سوزن دوز نقوشی را که بکار می برد بدون اینکه قبلا طرحی برای آنان ایجاد کند با نهایت ظرافت برروی پارچه می آورد که برای ایجاد نقش بیشتر سعی می شود از عناصر بی جان طبیعت استفاده شود تا نقشهایی مانند نقش انسان وحیوان واین شاید بعلت ایمان واعتقاداتی استکه مردم بلوچ به آنها پایبند هستند اعتقاداتی که آنها را بیشتر برای تعیین نقش به سوی اشکالی سوق می دهد که با فرهنگ ومذهب آنها منافات نداشته باشد . تا حد امکان سعی می شود از نقوش هندسی استفاده شود اما با وجود همه اینها باز هم نقوشی که بیانگر نقش انسان حیوان وگیاه باشد را می توان درآثار هنر برخی از هنرمندان مشاهده کرد.
بطور کلی نقوشی که بکارگرفته می شوند عبارتند از :
1- نقوش انسانی :
از این نقوش درهنرسوزندوزی کمتر استفاده می شود واین نوع نقش برروی قالیچه ها کاربرد بشتری دارد .
نقوش انسانی ممکن است کاملا به شکل انسان نباشد امابخاطر برخی از نشانهایی که به انسان یا هرشی ء دیگری دارد نام آنرااقتباس می کنند
2- نقوش حیوانی:
که برگرفته از نام انواع حیوانات است که این حیوانات ممکن است دراطراف وخودمنطقه وجود داشته باشد یا مانند نقش حیوانات مثل طاووس برگرفته از آن ذهنیات فرد باشد که بخاطر زیبایی آنرا بکار می برند .
3- نقوش گیاهی :
عدم وجود گل دربلوچستان ذهن سوزندوزرا برآن داشته تا به نقش آفرینی آن بپردازد ویا کنارهم قراردادن چند مربع ، لوزی ، مثلث یا مستطیل انواع گل ها ونقش رامی آفریند .
4- نقوش هندسی :
نقش ها ی هندسی بیشترین کاربردرا نه تنهادرسوزن دوزی بلکه درانواع فعالیت ها مانند سفال ، زرگری و... می تواند داشته باشد
نقشهای هندسی متنوع تراز دیگر نقوش است ودرعین سادگی می تواند بسیارزیبا و جذاب باشد . پس نوع طبیعت ، آب وهوا ،ذهنیات ، روحیات ، آداب ورسوم درتعیین نوع نقش بسیار موثر است وبه همین علت است که دوخت ونقش درهر منطقه ای با منطقه دیگر تفاوت دارد . ومعمولا یک نوع دوخت دریک منطقه نسبت به دیگر نقشها ارجعیت می یابد وبعنوان دوخت همان منطقه شناخته می شود که مسلما افراد آن منطقه از تبحر بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند مثلا چوطل دوزی بشتر درمنطقه گشتوسراوان رواج دارد . یا بالمدک را می توان جزء دوختهای یکی از روستاهای سراوان ( ناهوک) دانست .
نقشها درروستاها وشهرهای دورافتاده از اصالت بیشتری برخوردارند بطوری که هرچه به طرف شهر پیش برویم آن اصالت کمتر به چشم می خورد .
سوزندوزی های اطراف کوههای آهوران بهترین سوزندوزی ها هستند .
نقشها را می توان همان دنیای عشق ، صداقت ، یکرنگی ، صفا وصمیمیت زنهای بلوچ دانست که با زندگی آنها آمیخته است .
سوزندوزی وطرح نقش براساس شمارش تاروپود ها ایجاد می شود . ونوع کار با هم متفاوت است نقشهایی که بصورت ظریف وبامهارت خاصی دوخته می شوند را خود کار می گویند وبه آنهایی که درشت هستند ومرغوبیت نوع اول را ندارند توئی گفته می شود که این نوع تقسیم بندی درمیان بلوچ ها مکران رواج دارد که می توان درعامل قیمت گذاری بسیار مهم باشد . همانطور که گفته شد طرحهای هرمنطقه اصالت خاص خود را دارند وسوزن دوزی مناطق شمالی ( بلوچهای سرحدی ) با بلوچهای مکران ( بلوچهای مناطق جنوبی استان ) با هم متفاوتند .
درقسمتهای جنوبی رنگهای تیره با نقوش ریز وپر مورد استفاده است .اما درمنطقه سرحد ازرنگ روشن ونقوش ساده بیشترین استفاده می شود .
درنقاط مرزی نقوش تحت تاثیر سوزندوزی پاکستان قرار می گیرد وبه آن آئینه ، پولک و ... اضافه شود مهم ترین محدودیت درهنر سوزن روزی بلوچ استفاده از نقوش هندسی است که براساس تاروپود منظم وعمود برهم دوخته می شود .
تنــوعی کـــه درنقــوش بکار می رود کنار هم قرار گرفتن نقشها است که عموما قرینه اند
  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤

 

ابزار کار
سوزن دوزی هنری است که هنر مند برای خلق اثر خود به ابزار کم وابتدایی نیاز دارد که می تواند به راحتی آنان رافراهم کند که درهر خانه ای یافت می شود . وزن بلوچ با حداقل امکانات یکی از برجسته ترین هنرهای ایران را به نمایش می گذارد .
ابزارهای ساده وابتدائی این هنرعبارتند از :
1- سوزن
2- قیچی
3- انگشتانه
سوزن که از گویش محلی به آن سوچن می گویند نقش آن درسوزن دوزی بسیار مهم است واندازه و نوع آن به نوع کار ، دوخت وپارچه مورد نظر بستگی دارد واز آنجا که نقشها باهم تفاوت دارند سوزندوز سعی می کند ابزارکار با نوع کار هماهنگی لازم را داشته باشد . وبرای انواع دوختها از انواع سوزنهای نازک و کلفت استفاده می کنند که بستگی به ظرافت ، نوع دوخت ونقشی که می خواهد پیاده کند دارد بطوریکه هرچه سوزن نازک تر باشد می تواندبه ظرافت کار کمک کند .
قیچی که به آن مقراض گفته می شود یکی دیگر از ابزارهای بکار رفته درسوزن دوزی است ونقشی که می تواند داشته باشد این است که به وسیله آن پارچه هارا به اندازه های مناسب کار درمی آورد . وهمچنین برای برش نخ نیز از آن استفاده می شود .
انگشتانه یا شستی که آنرا به عنوان محافظ انگشت بکار می برند می تواندخیلی موثر باشد که سوزن دوزان خبره بیشتر از آن استفاده می کنند وافرادی که تازه می خواهند سوزن دوزی را فراگیرند زیاد وابستگی به آن ندارند . وشاید دلیل این باشد که افرادخبره به دلیل تبحر وتجربه ای که دارند خیلی سریع عمل می کنند وهمین سرعت باعث می شود که سوزن با شتاب بیشتر ی با دست آنان برخورد کنداما در افراد تازه کار به علت تمرکز ودقت زیاد باعث می شود کند پیش روند کمتر نیاز به انگشتانه پیدا می کنند .
مواد اولیه


از آنجاکه برای ایجاد هرهنری نیاز به مواد اولیه ایست سوزن دوزی نیز به عنوان یک هنر به موا د اولیه ای نیاز دارد . برای طرح سوزن دوزی از پارچه ونخهای رنگی که مواد اولیه را تشکیل می دهند استفاده می شود . نخهای مورد استفاده از جنس ابریشم وپنبه است که بیشترین نخ مورد استفاده نخ پنبه ای می باشد که به راحتی می توان آنرا دربازار از واسطه ها دریافت کرد نخ پنبه انواع مختلف داردکه به علت همجواری با پاکستان بیشترین استفاده از نخهای پنبه ای وارداتی پاکستان می باشد . وعلاوه برآن از نخهای مرقوب دمسه نیز استفاده می شود . از نخ ابریشم بیشتر درگذشته استفاده می شد که امروزه به علت کمیابی آن وگران قیمت بودنش کمتر مورد استفاده قرارمی گیرد . وهمچنین کارگاههای تحت پوشش سازمان صنایع دستی از نخ ویسکوز دولا که درمرکز استان رنگ آمیزی می شود استفاده می کنند . نخهای بکار رفته درسوزن دوزی بصورت مختلف ومتنوع انتخاب می شوند که بیشتر از نخ های برنگ تیره استفاده می شود . 80% آنهارا رنگها ی قرمز تشکیل می دهد .
سوزن دوز علاوه بر نوع نخ ورنگ انتخابی آن برای خلق اثر خود به ماده اولیه دیگری که پارچه است نیز نیاز دارد .
واز آنجائیکه پارچه نقش مهمی درایجاد طرح ونقش دارد هنرمند باید دقت لازم برای انتخاب پارچه موردنظرراداشته باشد چون برای هر نوع دوختی از پارچه مخصوص به آن دوخت استفاده می شود . مبنی این پارچه ها غالبا کتان وپنبه است که جنبه واردات داشته و از خارج ( پاکستان ) به استان وارد می شوند . از آنجائیکه که درسوزن دوزی بلوچ ، نقشها براساس شمارش تاروپود انجام می گیرد وهیچ طرح اولیه ای برروی پارچه پیاده نمی شود وهمه طرحها ذهنی است پارچه انتخابی باید دارای تاروپودی منظم وکاملا عمود برهم باشدوبراین اساس پارچه ها به دونوع درشت بافت وریز بافت تقسیم می شوند .
چون همه نقشها از لحاظ ظرافت ودرشتی به یک اندازه نیستند .بیشتر برای دوختهای ظریف وپرکار از پارچه های نخی گاندی با عرض 120استفاده می شود که بعلت بافت ریزی که دارند نوع دوخت برروی آنها ظریف تر می شود .
استفاده از پارچه های ریز بافت درگذشته بیشتر بودکه امروزه جای آنها را پارچه های نامرغوبی که کارهنرمند را راحت ترکرده است گرفته که این پارچه ها تور مانند بوده ونقشی که برروی آنها بکار برده می شود به ارزشمندی گذشته نیست واز ارزش کمتری برخوردار است پس نوع بافت پارچه عامل اصلی قیمت گذاری آن محصول محسوب می شود اگرپارچه ریز بافت ونخ بکار رفته ابریشم ( نازک) باشد ارزش آن به مراتب بیشتر از محصولات نامرغوب ودرشت بافت است .
  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤

 

سوزن دوزی (سوچن دوزی) یا بلوچ دوزی در میان اقوام بلوچ هنری اصیل و ریشه دار است که با طبیعت لطیف و صمیمی زن بلوچ آمیخته شده است که تلفیقی است از رنگهای خالص و طبیعی و نقش آرام طبیعت که میتوان آن را در میان زنان و دختران بلوچ به عنوان هنری ظریف و پر سابقه دید که برای تامین ما یحتاج زندگی ودرواقع سروسامان دادن وضع اقتصادی خانواده های کم درآمد نقش به سزایی می توان داشته باشد
سوزن دوزی هنر بسیار سخت و در عین حال جالب و ظریفی است که در کنار مزایا و برجستگی های زیادی که می توان برای آن برشمرد معایبی را نیز ذکر کرد .
که بعلت ظرافت خاصی که دارد با عث ضعیف شدن چشم سردرد کمر درد وغیره می شود که هنرمندمی تواند وتنظیم کردن وقت خود وپرداختن به ا ین کار درساعاتی مشخص ازبسیاری مشکلات جلوگیری کند که متاسفانه عده ای زیادی از زنان که دروضعیت بد اقتصادی قرارگرفتند تمام وقت خود را صرف سوزن دوزی می کنند که این کار باعث اثرات زیان باری می شو د . سوزن دوزی جزآن دسته ازهنرهای معدودی است که با همان ابزار اولیه واصیل وتوسط دست وسوزن صورت می گیرد وبه همین علت از بسیاری از هزینه هاکه براثر گرایش به صنایع وتکنولوژی ایجاد می شود جلوگیری می کند و چون تکنولوژی مدرن جدید نیاز به هزینه ها ی بالا وهمچنین افراد متخصص داردنمی تواند جوابگوی تمام نیروی کاربیکار باشد و سوزن دوزی دررفع این معضل می تواند بسیار موثر واقع شود .
پس این هنر نه تنهارقیب ومانعی برسر راه استفاده صحیح ومناسب از تکنولوژی نیست بلکه به عنوان عامل مکمل دراقتصاد کشورهای توسعه نیافته محسوب می شود .
تمام آنهایی که دراین هنر نقش ایفا می کنند زنان هستند زنان بخوبی ارزش آن را درک کرده واز همان سنین پایین ( 4 و7سالگی ) با این حرفه آشنا می شوند . وبه وضوح سهم آن را درزندگی خود می یابند وبه درستی می بینند که چگونه با زندگی آنها عجین شده است نمونه ای ازآن چیزی را که زن بلوچ به عنوان هنر خود معرفی می کند را می توان درلباس زیبا با وقار وبلند بلوچ که با نهایت صبرو ظـرافت سوزن دوزی شده است دید که قسمتهایی از آن لباس به نامهای پیش سینه ، جیب و سرآستین بطوریکه از گذشته برایش ماند ه با تکه های سوزندوزی شده آراسته می شود بیشتر هنرمندان این هنر را می توان درمناطق ایرانشهر وبیشتر درنواحی چانف ، اسپکه ، فنوج ،مورمیج ، شهریانج ، گوانگ ، مته سنگ ، نگوچ ،پیپ ،هریدوک ، کویچ ، بزمان درسراوان درناحیه ای سیب وسوران درخاش درنواحی ایرندگان ومارندگان ودربسیاری از مناطق دیگر بلوچستان بخصوص مناطق روستا نشین دید .

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤

 

هنر سوزن دوزی هنرهای دستی تجلی زیبایهایی نشاًت گرفته از ذوق وسلیقه مردمان هردیاری نشاندهنده توجه آنان به پیرامون هزاررنگ ودنیای اطرافشان می باشد . که گاهی سرخوردگیهای روزنده ، گاهی سرخوشیهای حال وگذشه را با آفرینش آثارجاودانی به نمایش گذاشته اند . هنرسوزندوزی نیز ازاین هنرها جدانیست .سوزن‌دوزی هنر نقش‌آفرینی با سوزن است. هنرمند سوزن‌دوز در سایه عشق و علاقه خاصخود باحوصله‌ای کافی طرح‌های افسون‌گر و خیال‌پرور خود را با وسایلی که در اختیار دارد بر روی پارچه نقش می‌زند و عاشقانه هنر خود را در اقلب رویه لحاف، روبالشی، روتختی، بقچه، کیف، جای نماز، سجاده وقاب قرآن و بسیاری از وسایل زندگانی می‌آراید و زیبایی تن‌پوش را نیز صدچندان می‌کند و ان را به درجه عالی شکوهمند می‌رساند.
اما آنچه که دراین میان حائز اهمیت است جنبه اقتصادی و اشتغال زائی وهمچنین منبع درآمدی برای خانواده ها می باشد این مقاله نگاهی دارد به نوع فعالیت سوزندوزان بلوچ وآثار مرتبط به آن .
تاریخچه صنعت سوزن دوزی
زمان رواج آن بعنوان یک هنر اصیل بطور کلی مشخص نیست اما از آنجایکه سوزن دوزی با طبیعت رابطه ای تنگاتنگ دارد پس می توان آن را درنهاد وسرشت آنها یافت .
هرچند ممکن است دربرهه ای از زمان به علت عدم وجود امکانات ونداشتن توانائی لازم برای بروز دادن نتوان آن رادید اما این دلیل عدم انکار این هنر درآن زمان نمی تواندباشد .
سوزن دوزی هنری است که برگرفته از ذوق وقریحه فرد هنرمند می باشد وهمان طور که بسیاری از شاهکارها ازسرشت ناخود آگاه فرد سرچشمه می گیرد مانند فکر کردن ، اندیشیدن ، میل به کمال رسیدن و... که از همان ابتدا دروجود آدمی می توان یافت سوزن دوزی را نیز باید چیزی مثل اینها دانست اگردرمورد سوزن دوزی به قدری تعمل کنیم آنرا همان فکر ذهنیات می یابیم که زن بلوچ با بهره گیری از روحیه بی غل وغش خود که می توان آن را به دور از همه ناخالصی های جامعه دانست به خوبی وبه زیبایی آن جاذبه ها وآن سنبلها را که به ذهنش خطور می کند و آنها رادردل طبیعت به خوبی حس می کند به عنوان هنر خود به اطرافیان نمایان می کند . سوزن دوزی این هنر پرجذبه رانمی توان به زمان خاصی اختصاص داد اما اگر بخواهیم زمان به فعلیت رسیدن آن را بررسی کنیم شاید درحدود 100 یا 200 سال پیش از ظهور اسلام و آمدن اسلام به ایران مربوط باشد که قومی به نام اسلاوها به ناحیه ای ازبلوچستان آمده ودرآنجا سکنی گزیدند .
این گروه از اسلاوها از طریق جاده ابریشم به این منطقه آمده بودند ( این منطقه درحال حاضر جز خاک پاکستان است ودرمرزافغانستان وپاکستان قراردارد ) این ناحیه را که این گروه برای سکونت خویش برگزیده بودند بعلت اینکه مسیحی بودند وآئین اسلام را قبول نداشتند کافرستان می گفتند که این قوم پرورش کرم ابریشم وبدست آوردن نخ از پیله های ابریشم و استفاده از آن را درپارچه بافی و سوزن دوزی به زنان بلوچ آموختند .
قبل ازرواج پارچه خارجی این منطقه از نظر تامین لباس وپارچه خود کفا بود که به افراد متخصص این کار جولاهک می گفتند که زنان بلوچ با ظرافت کاریهای خاص خود هنر سوزن دوزی را رواج می دادند که درکنار زنان مردان نیز به نوبه خود دراین امر یاری می رساندند .
کارهای سخت وخشن این هنر را مردان وکارهای ظریف را زنان بر عهده داشتند .
پنبه رستن از زنان وبافتن از مردان ، اجرای نقشه ها برروی پارچه از زنان وفروش برعهده مردان بود . سوزن دوزی آنچنان با زندگی زنان بلوچ آمیخته که درهرجــــای دنیـــا سوزن دوزی را با زن بلوچ وزن بلوچ را با سـوزن دوزی می شناسند .
سوزن دوزی این هنر پرمباهات بلوچ بعلت زیبایی وشهرتی که پیدا کرده است خوشبختانه فقط محصوربه این منطقه نمی باشد بلکه آوازه آن فرسنگها فراتر از اینجانیز رسیده است وخودرا به صورتهای متفاوتی نشان داده است . بطوریکه حتی در بین افرادی که قدرت آن را نداشته باشند تا پی به آن رموزی که در تار و پود آن وجود دارد ببرند اما از همان ظاهر زیبا و جذاب آن نهایت استفاده را خواهند برد.
  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤

 

تَذهیب را می‌توان مجموعه‌ای از نقش‌های بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هرچه زیباتر کردن کتاب‌های مذهبی، علمی، فرهنگی، تاریخی، دیوان اشعار، جُنگهای هنری و قطعه‌های زیبای خط به کار می‌برند.

تعریف

در فرهنگ‌های فارسی تعریف دقیقی از تذهیب وجود ندارد؛ تعریفی که ما را به اصل و منشاء این هنر رهنمون باشد. در برخی از کتابهای قدیمی و اغلب تذکره‌ها فقط نامی از نقاشان و مذهبان آمده‌است که این، برای دریافت معنای تذهیب کافی نیست. لغت تذهیب واژه ای عربی است و مصدری از «ذهب» در باب تفعیل است. ذهب به معنای طلاست و تذهیب به معنای طلاکاری و زراندود کردن است از طرفی رنگ طلایی در هنر تذهیب به‌عنوان رنگ درخشانی است که ارزش ویژه ای دارد برای همین تذهیب را زرگرفتن و طلا کاری دانسته‌اند. به هر حال تذهیب را می‌توان مجموعه‌ای از نقشهای بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هرچه زیباتر کردن کتابهای مذهبی، علمی، فرهنگی، تاریخی، دیوان اشعار، جُنگهای هنری و قطعه‌های زیبای خط به کار می‌برند. استادان تذهیب این مجموعه‌های زیبا را در جای جای کتابها به کار می‌گیرند تا صفحه‌های زرین ادبیات جاودان و متون مذهبی سرزمین خود را زیبایی دیداری ببخشند. بدین ترتیب است که کناره‌ها و اطراف صفحه‌ها، با طرحهایی از شاخه‌ها و بندهای اسلیمی، ساقه، گلها و برگهای ختایی، شاخه‌های اسلیمی و گلهای ختایی و یا بندهای اسلیمی و ختایی و… مزین می‌شوند.

مکتب‌های تذهیب

تذهیب، همچون نقاشی، دارای مکتبها و دوره‌های خاصی است ؛ چنانکه می‌توان از مکاتب سلجوقی، بخارا، تیموری، صفوی و قاجار و شعب مختلف هر مکتب سخن گفت. برای مثال، در مکتب تیموری، شعبه‌های شیراز، تبریز، خراسان و… را می‌توان تمیز داد و در واقع، تفاوت در رنگ‌ها، روش قرار گرفتن نقش‌ها در یک صفحه تذهیب و تنظیم نقش‌ها در مکتب‌های مختلف، عامل این تفاوت است. برای نمونه، تذهیب در مکتب بخارا به آسانی از تذهیب در دیگر مکتب‌ها بازشناخته می‌شود. چون، در مکتب بخارا از رنگ‌های زنگار، شنگرف، سورنج و سیاه استفاده می‌شده‌است، در صورتی که در مکتبهای دیگر، رنگها به این ترتیب کاربرد نداشته‌است.

می‌توان گفت تذهیبهای دوره‌های مختلف، بیان کننده حالات و روحیات آن دوره‌ها هستند: تذهیب سده چهارم ه.ق ساده و بی پیرایه، سده‌های پنجم و ششم ه.ق متین و منسجم، سده هشتم ه.ق پرشکوه و نیرومند و سده‌های نهم و دهم ه.ق ظریف و تجملی هستند.

بررسی آثار تذهیب شده دردوره‌های گذشته، بر تأثیر فراوان هنر تذهیب ایران در دیگر کشورها – هند، ترکیه عثمانی و کشورهای عربی- حکایت دارد. هنرمندانی که در اوایل دورهٔ صفوی از ایران به هند مهاجرت کردند، بنیانگذار مکتب نقاشی ایران و هند شدند و آثاری بزرگ از خود بر جا گذاردند. آثار به جا مانده از مکتب مغولی هند که در نوع خود بی مانند است، بر این واقعیت حکایت دارد که این مکتب تداوم مکتب نقاشی ایران و هند است.

در ترکیه عثمانی، هنرمندان مذهّب زیاد جلوه نکردند و اگر این هنر در آن سرزمین رشدی کرد، به خاطر هنرمندان ایرانیی بود که با مهاجرت به ترکیه عثمانی، بنیانگذار مکتب هنری در آن دیار شدند. در کشورهای عربی نیز، به سبب بازگشت هنرمندان ایرانی از آن کشورها، هنر تذهیب اوجی نیافت.

در واقع، هنر تذهیب ایران در دنیا یگانه‌است. در اروپا، به نوعی از آذین و آرایش، تذهیب می‌گویند و تذهیب ایرانی را با آن مقایسه می‌کنند ؛ اما تذهیب اروپایی با تذهیب به شیوه ایرانی، به طور کلی، فرق دارد. آذینهای تذهیب اروپایی از ساقهٔ درختی مانند مو و برگهای رنگین تشکیل شده‌است و در کنار آنها، گاهی پرندگان، حیوانها، صورتهای گوناگون انسان و چشم‌اندازهای طبیعی را می‌توان دید.

پیشینه

پیشینه آذین و تذهیب در هنر کتاب‌آرایی ایران، به دوره ساسانی می‌رسد. بعد از نفوذ اسلام در ایران، هنر تذهیب در اختیار حکومتهای اسلامی و عرب قرار گرفت و «هنر اسلامی» نام یافت. اگر چه زمانی این هنر از بالندگی فرو ماند، اما مجدداً پویایی خود را به دست آورد. چنانکه در دورهٔ سلجوقی مذهـبان، آرایش قرآنها، ابراز و ادوات، ظرفها، بافته‌ها و بناها را پیشهٔ خود ساختند و چندی بعد، در دوره تیموری این هنر به اوج خود رسید و زیباترین آثار تذهیب شده به وجود آمد.

هنرمندان نقاش، صحافان و صنعتگران، به خواست سلاطین از سراسر ایران فراخوانده شدند و درکتابخانه‌های پایتخت به کار گمارده شدند. بدین ترتیب، آثار ارزشمند و با شکوهی پدید آمد. در دورهٔ صفوی، نقاشی، تذهیب و خط درخدمت هنر کتاب آرایی قرار گرفت و آثاری به وجود آمد که زینت بخش موزه‌های ایران و جهان است. اما، رنج هنرمندان بی ارج ماند و ارزش آنان در زمان زندگیشان شناخته نشد و هنر نقاشی به ویژه تذهیب، پس از دوره صفوی از رونق افتاد. اگر چه هجوم فرهنگ غرب به ایران، حرکت پیشرو این هنر را کند ساخت، ولی با زحمت هنرمندان متعهد و دوستداران هنر این مرز و بوم، شعلهٔ هنر تذهیب همچنان فروزان است.

تذهیب ایرانی

شاید بتوان تاریخ آرایش و تذهیب قرآن را هم‌زمان با نوشتن آن دانست به این معنی که نخست به منظور تعیین سر سوره‌ها، آیه‌ها، جزوه‌ها و سجده‌ها آن را به نوعی تزئین می‌کردند. رفته رفته علاقه مفرط مسلمانان به قرآن و همچنین عشق به تجمل، هنرمندان را بر آن داشت تا در تذهیب آن دقت بیشتری به کار برند و در نتیجه این آثار از سادگی بیرون آمد و جنبه تزئینی به خود گرفت به خصوص قرآن‌هایی که در برای امرا و بزرگان نوشته می‌شد. این امر خود یکی از علل توجه هنرمندان به تزیین بیشتر و موجب تکامل فن تذهیب شد.

«دقیقا نمی‌توانیم بگوییم منشاء این هنر ایران است اما آنچه مسلم است این است که این هنر از دوران ساسانیان به صورت گچبری‌های دیوار و حتی پیش از آن به صورت نقوش روی سفالینه وجود داشته‌است. که بعد از اسلام این نقوش و حجاری‌ها وارد کتاب‌ها می‌شود و بیشتر خودش را نشان می‌دهد.» از طرز تذهیب و آرایش قرآن هائی که قبل از قرن سوم هجری تدوین شده اطلاع چندانی در دست نیست. اصولا درباره هنر نقاشی و مذهب کاری در قرون اولیه اسلام اطلاع زیادی در دست نیست. قرآنها نفیس غالباً به دستور پادشاهان و سرداران وقت تهیه می‌شد و هنرمندان سعی می‌کردند آنرا که بطرز بسیار عالی آرایش کنند.

قدیمی‌ترین قرآن‌های باقی مانده از قرون اولیه اسلام همگی به خط کوفی است، نقش و تزئین آنها تقریباً یکنواخت بوده فقط در صفحه اول و گاهی دو صفحه آخر با نقوش هندسی آرایش می‌شدند. سر سوره‌ها نیز غالباً دارای نقوش تزئینی بوده و عموماً در سمت راست آنها یک یا چند گل درشت وترنج طرح می‌زدند. شروع سوره و اسم آن را هم به قلم زر می‌نوشته‌اند و نقطه‌های حروف را با رنگ قرمز و سبز یا زعفران و آب طلا مشخص می‌کردند. محل حزب و سایر علامات هم به همین شیوه مزین می‌شد. چون ایرانی‌های مانوی مذهب، کتاب دینی خود ارژنگ را که به وسیله مانی منقوش و مزین مزین دیده بودند بعد از ایمان آوردن به اسلام به تزئین قران رو آوردند. اما احتمالاً به دلیل اینکه اسلام شکل و تصویررا نهی کرده و مکروه دانسته هنر مندان برای ارضاء حس هنری خود به تزئین و تذهیب رو آوردند.

صفحات بدست آمده از کاوشهای علمی تورفانی نشان می‌دهد که نقاشان و خطاطان آن زمان توانسته‌اند به نحو زیبائی خطوط را با نقوش ترکیب کنند. این سبک در دورا ن اسلامی متداول و معمول شد.

مهم نیست که مبداء این هنر ایران بوده‌است یا نه اما مسلم است که این هنر در ایران تکامل پیدا می‌کند و نظم هندسی خاصی به خود گرفته‌است. تنها در ایران است که تذهیب به این شکل، با این نظم و با این هندسه دیده شده‌است. کارهای مشابهی که عرب‌ها یا چینیان انجام داده‌اند در مقابل آثار ایرانی بسیار ضعیف جلوه می‌کند. پراکندگی رنگ‌ها و نقوش هندسی اقوام دیگر هنوز هم به پختگی کامل نرسیده‌است.تذهیب ایرانی واقعا بی نظیر است.» در قرون اولیه دوران اسلامی به همان اندازه که به خوشنویسی توجه می‌شد فن آرایش و تذهیب نیز مورد علاقه بزرگان و امیران بود تا جائی که در نقاط مختلف ایران به خصوص خراسان، مراکزی جهت تعلیم و پرورش علاقمندان در این فن به وجودآمد و رفته رفته فن تذهیب راه کمال را طی کرد.درقرون اولیه دوران اسلامی، خود خطاطان کار تذهیب را به عهده داشته‌اند ولی به تدریج تقسیم کار بین هنرمندان متداول و مرسوم شد. به احتمال قوی اول خطاط و خوشنویس کار خود را انجام می‌داد، یعنی نسخه کتاب و یا قرآن را می‌نوشته و در ضمن کتابت آن مقداری فضا برای کشیدن صور و یا مذهّب کاری در صفحات خالی می‌می گذاشتند، طوری که بعضی از این کتاب‌ها که هم اکنون در دست است نشان می‌دهد که قسمتی از کار تذهیب ناتمام مانده‌است.

از قرن ششم به بعد تزئین و تذهیب قرآن‌ها با روشی که در دوره‌های قبل به کار برده می‌شد فاصله گرفت. تزئینات از سادگی خارج شد و نقوش هندسی جای خود را به طرح‌های شاخ و برگ دار داده‌اند این گلبرگ‌های به هم پیچیده انسان را به یاد نقوش سلجوقی که بر روی مساجد این دوره در اصفهان و قزوین و اردستان بنا شده‌اند می‌اندازد. از روزگار سلجوقی شماری قرآن‌های مذهّب باقی مانده که شاید یکی از بهترین و نفیس‌ترین انواع آن قرآنی است با تفسیر مجلد که در سال ۵۸۴ فراهم شد است. این قرآن برای مطالعه امیر غیاث الدین ابوالفتح محمد بن سام تهیه و کاتب آن محمد بن عیسی بن علی نیشابوری است ولی متأسفانه از نام مذهب آن ذکری به میان نیامده و احتمال فراهم آوردن آن در خراسان از توسط امیر غوریان وجود دارد که قرآن به نام او مصور است. در اواخر قرن هفتم و اوائل سده هشتم هجری شهر تبریز یکی از مراکز مهم برای تشویق و پرورش هنر مندان به شمار می‌رفت و این امر موجبات توسعه و تکامل فن نقاشی و تذهیب را فراهم ساخت، به خصوص در اوائل قرن هشتم به همت و سعی خواجه رشید الدین که بانی ربع رشیدی در نزدیکی شهر تبریز است توجه بیشتری برای کتابت قرآن و کتاب و آرایش و تذهیب آنها شد و در نتیجه مکتب جدیدی که به مکتب تبریز معروف است، به وجود آمد که درهنر نقاشی و فن تذهیب دوره‌های بعد تأثیر زیادی داشته‌است.

از تغییراتی که در طرز تذهیب و آرایش قرآن و کتاب در این دوره به وجود آمد، استفاده از اشکال هشت گوش و ستاره دوازده پر به صورت مرکب یا مجزا از هم بر سر لوح‌ها و نیز ستاره‌های آبی رنگ و گل‌های پرپر کوچک برای تزئین است. سر سوره‌ها نسبتاً پهن و با خط کوفی روی زمینه لاجوردی با شاخ و برگ درشت نقش شده‌است. در حواشی قرآن نیز گاهی نقش تزئینی از طرح‌های اسلیمی دیده می‌شود که از حیث رنگ آمیزی بسیار جالب است. علاوه بر رنگ طلا از الوان دیگر چون آبی، قرمز، سبز و پرتقالی نیز استفاده می‌شده، روی هم رفته در این دوره صنعت تذهیب به اوج کمال و ترقی خود رسیده‌است.

دوره تیموری از دوره‌های بسیار مهم و پررونق و اعلای هنر مذهّب کاری است. سلاطین تیموری همه مشوق هنر کتاب نویسی بوده‌اند که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آنها «بای سنقر میرزا» پسر شاهرخ بوده‌است. این شاهزاده علاوه بر اینکه خود به شخصه مردی هنرمند و بهره مند از فنون کتابت و خط و تذهیب و نقاشی بود، جمع کثیری از هنرمندان که از سراسر امپراتوری تیموری گرد آورده‌اند که در دربار و دارالعلم و کتابخانه‌ای که در هرات بنیاد نهاده بود می‌زیستند. در این شهر کاغذ ساز، خطاط، تذهیب کار، صحاف، رنگ ساب، نقاش و امثال این قبیل هنرمندان از اهمیت بالایی برخوردار بودند.کتب این شهر از نفیس‌ترین و زیباترین کتاب هائی است که تا کنون تهیه شده.

در این زمان هنرمندان توجه زیادی به ترسیم اشکال، نباتات، گل‌ها، مناظر طبیعی و گاهی اشکال پرندگان کرده‌اند. قرآن‌های این دوره مخصوصاً آنها که برای شاهرخ و بایسنقر میرزا فراهم شده در زمره زیباترین تذهیب کاری هاست. طلا و لاجورد یکی از عوامل اصلی کار آنها بوده و در همه حال برای آرایش و تذهیب کتاب و قرآن از آنها استفاده می‌شده‌است. صنعت تذهیب که در دوره تیموری راه کمال پیمود در زمان صفویه نیز ادامه پیدا کرد. در این زمان زمینه‌ها معمولاً آبی رنگ است و تقسیم‌ها کوچکتر و به رنگ طلایی و سیاه دیده می‌شود. طرح‌های تزئینی نیز به رنگ سفید، زرد، سرخ، آبی و سبز است. تذهیب کاری و نقاشی با طلا در دوره صفویه ترقی کرد. بسیاری از نسخ باقی مانده از این زمان حاشیه بزرگی دارد که مناظر طبیعی، اشکال انسان و حیوان بر آن نقاشی شده و رنگ طلایی، سبز و زرد در آنها به کار رفته‌است.

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤

 

سفره هفت سین از آیین کهن
چیدن سفره هفت سین از دیرباز از مراسم جدا ناشدنی نوروز بوده که ساعتی به تحویل سال مانده ، این سفره گذاشته میشود. هفت، عددی است مقدس که نشان دهنده هفت ایزد زرتشتیان موسوم به امشاسپندان است و به همین دلیل سین های نوروزی به نام هفت سین خوانده می شوند. سفره هفت سین سفره ایست که در آن سبزه، سماق ، سیر ، سنجد ، سیب ، سمنو ، سرکه و سکه، همچنین آینه شمعدان ، شمع ، کتب آسمان ، ماهی قرمز ، تخم مرغ رنگ کرده یا تزئین شده ، کتاب شعر، گل مانند شب بو- لاله – سنبل ، کاسه آب ، نقل و نبات و شیرینی قرار میگیرد. تمامی مواردی که بر سر سفره هفت سین قرار میگیرند دارای معانی خاصی هستند که برای شروع سال نو آنرا طلب میکنیم و البته در هر منطقه معنا و تنوع این موارد متفاوت است
در هفت سین سبزه نشان رویش و سبزی ، سمنو به سبب داشتن گندم نشان برکت ، سنجد نشانی از عشق و دلداگی ، سیب میوه ای به نشان سلامت عشق و زایش، سکه های تازه ضرب شده نمادی از ثروت است، وجود چند دانه سیر نیز به نشانه دفع بیماری و یک ظرف سرکه هم عنوان برکت بر سفره نوروز ایرانیان جای داده می شود. هفت سین و نمادهای آن نشانه های از نو شدن زندگی و طبیعت هستند که در سفره جای می گیرند. تخم مرغ رنگ کرده به نیت برکت و روزی که معمولا به تعداد اعضای خانواده تهیه میشود و در برخی مناطق به معنایی نشان نژاد است و ازدیاد نسل. ماهی نماد برج حوت یا اسفند و نشان برکت و زایش و در برخی مناطق به نشانه زندگی و پایداریست ، و شیرینی به معنای شیرین کام بودن در تمام روزهای سال است.


میوه ،آجیل و یک تکه نان یا مقداری برنج هم نشان از پر برکت بودن سفره دارد. گل به نیت باروری و شادابی بر سر سفره هفت سین گذاشته میشود آینه، برای رفع کدورت و یکرنگی، شمع روشن به نیت روشنایی و طول عمر اعضای خانواده که به همین دلیل اعتقاد بر این بوده که شمع هفت سین را نباید خاموش کرد و در صورت لزوم این کار باید با برگ سبز یا نقل و نبات انجام شود. اسفند هم گیاهی مقدس محسوب شده و نمادی از بوی خوش است و سرانجام آب در سفره هفت سین پاکی و پاکیزگی است و همچنین نشان آبادانی و همینطور صافی، پاکی و گشایش در کارها میباشد
برای طراحی یک سفره هفت سین با توجه به فضایی که برای آن در نظر میگیریم از حالتهای مختلف میتوان استفاده کرد که وابسته به نوع ابتکار طراح دارد در اینجا چند طرح ارائه میشود که میتوانید به سلیقه ی خود با تغییراتی که میدهید سفر هفت سین متفاوت و زیبایی داشته باشید... سفره هفت سین در گذشته زمان دستخوش تحولات بسیاری شده از جمله استفاده از طرحهای مدرن که تفاوت های عمده ای با انداختن سفره هفت سین در گذشته داشته اما نکته ی حائز اهمیت مواردیست که باید در چیدن سفره رعایت شود و آن موادیست که در سفره استفاده میشود.

(سفره هفت سین برای میز گرد با ظروف سفالی یا سرامیک (سنتی ..گندم ، عدس یا ماش را بعد از خیس کردن هنگامی که شروع به جوانه زدن میکند روی یک کوزه بلند که قبلا با جوراب روی آن را پوشانده ایم قرار میدهیم تا کاملا سطح آن با جوانه ها پر شود و بر روی آن شکل گرفته و رشد نمایند. حتما باید مرتب کوزه را نم دار و در جایی که کمی حرارت بالاتر از هوای نرمال اتاق باشد نگهداری شود تا سبزه ها رشد خوبی پیدا کنند
میتوانید از چند ظرف سفالی گرد که به صورت کوزه های کوچک با دهانه های گشاد هستند استفاده کنید شش عدد آن بهتر است که بلند تر از بقیه باشه که در حقیقت این شش کوزه بلندتر شش سین از هفت سین ما را تشکیل میدهند . کوزه ها را کاملا تمیز کرده و با اسپری براق کننده شفاف نیمی از آن را کیلر زده و چند ساعت در یک فضای که هوا تردد داشته باشد میگذارید تا کاملا خشک شود و بعد طرف دوم را کیلر زده و اجازه ی خشک شدن به آن میدهید
اگر از پارچه ترمه برای روی میز استفاده میکنید بهتر است که پارچه ای زرشکی یا قرمز از جنس ساتن برای کوزه ها انتخاب نمایید و پارچه ها را به صورت دایره بریده و داخل کوزه ها قرار دهید به حالتی که سر پارچه ها به صورت چین دار از کوزه ها بیرون بیاید ، لبه ی پارچه را به سلیقه خود میتوان با قیطون ، سکه های تزئینی، نوارهای باریک ساتن با رنگ نارنجی و کرم و سبز نوار دوزی نمایید حتی میتوان از پولک و منجوق و ملیله و یا سرمه برای تزئین لبه ی پارچه ها استفاده کرد. سپس پارچه را درون کوزه قرار داده و لبه های آن را با دست حالت دهید، شش سین را درون کوزه ها به ترتیب قرار میدهید
در صورتیکه کوزه ها بزرگ بوده و حجم زیادی را از لحاظ فضای درون اشغال میکند میتوان درون یک نایلون مقداری پنبه ریخت و تا دو سوم کوزه را با آن پر کرد سپس موارد را روی آن به صورتی چید که نایلون از زیر آن پیدا نباشد. کوزه هایی که کوتاه تر هستن با همین روش پر میکنیم و اسفند، برنج، تخم مرغها را در آن می چینید
یک ظرف سفالی نیمه گود را پر از آب کرده و 7 شمع که روی آب قرار میگیرند درون آن بگذارید تنگ ماهی و هفت شاخه گل لاله ظرف شیرینی و نقل را آماده کرده و حال نوبت چیدن میز می رسد. پارچه اصلی که معمولا پارچه ایست ساده که تمامی میز را تا پایین می پوشاند روی میز قرار داده و پارچه ترمه را روی آن قرار می دهیم تنگ ماهی را در وسط میز قرار میدهیم و هفت سین را با دور آن با فاصله و نزدیک به لبه های میز میچینیم به فاصله ی هر دو کوزه بلند یک کوزه کوتاه تر به نزدیک تنگ قرار میدهیم آینه را در سمت راست سفره در بالا قرار داده و کوزه سبزه را در همان سمت در پایین سفره بگذارید. گلدان گل را در سمت چپ بالا و کتاب آسمانی یا شعر را در سمت چپ پایین قرار دهید در فواصل خالی سفره ظرف نقل و شیرینی را میگذارید که بهتر است از ظروف سفالی یا سرامیک استفاده کنید ظرف شمع را نیز روبروی تنگ ماهی قرار دهید

(سفره هفت سین برای میز گرد با ظروف سفالی (فانتزی
کوزه هایی که از وسط به دو نیم شده باشند تهیه کرده و کار را ابتدا با تمیز کردن کوزه ها و رنگ کردن آن با اسپری آغاز میکنیم بسته به رنگ مورد علاقه ی خود میتوانید کوزه ها را با اسپری رنگ کنید برای مثال در اینجا از رنگ سبز بسیار روشن براق استفاده میشود
تمامی کوزه های نیم شده را از تمام جهات به رنگ آغشته میکنیم و میگذاریم کاملا خشک شود درست به روشی که قبلا توضیح داده شد. در این روش نیاز به تورهای بسیار ظریف مانند گاز دارید. به اندازه یک سانت بیشتر از حجم بادام درسته با پوست، گازها را بریده و لبه های آن را به صورت خیلی ظریف در حدی که فقط یک سیم باریک از آن رد شود میدوزید و دور تا دور آن سیم رد میکنید. بادام ها را از انتها به یک سیم پنج سانتی با چسب حرارتی وصل کرده و در داخل گاز قرار دهید به صورتی که سیم متصل به بادامها درون گاز نباشد و با گاز دور آن را می پوشانید و لبه های آن را به واسطه سیمی که از درزی که دوختید رد شده از دو طرف به هم نزدیک کرده و حالت میدهید مانند دالبرهای ظریف. برای آنکه سیمها مشخص نباشند میتوانید سیمها را پیش از رد کردن درون گاز یا متصل کردن به بادام با اسپری به رنگ کوزه ها رنگ کنید
هفت بادام را به همین روش آماده میکنید. روی ظرف را با گاز هم رنگ کوزه به صورت یک پاپیون بزرگ با چسب مایع قوی یا چسب حرارتی وصل کرده و یک روبان که رنگ مخالف را داشته باشد در اینجا از رنگ نارنجی استفاده میشود روی آن قرار داده و از وسط میچسبانید به صورتی که دو سر آن و نوارهای دم آن آزاد باشد یک گاز هم رنگ یا سفید را به صورت دایره بریده و آماده نگه میدارید بادام ها یا گردو ها را مانند خوشه گندم یعنی یک عدد در وسط و سه عدد از سمت راست و سه عدد از سمت چپ با سیمهایی که از قبل به انتهای آنها وصل کرده اید حالت خوشه گندم داده به حالتی که سیمها دیده نشود و روی گازی که به صورت گرد بریده ایم قرار میدهیم و روی کوزه ای که تزین کرده ایم قرار میدهیم به حالتی که خوشه به صورت نیمه خوابیده به روی کوزه قرار بگیرد و مجدد یک پاپیونه با روبان درست کرده و در انتهای آن قرار دهید. سنجد و دانه های سیر و سکه را نیز از روش بادام استفاده کرده و روی کوزه قرار دهید
برای اسفند نیز میتوان کاغذ را به شکل برگهای کوچک برید روی آن را با اسپری هم رنگ کوزه رنگ کرد و اسفند ها را رنگ کرده و روی آن با چسب مایع چسباند و درست مانند بادامها با سیمی که از پشت به کاغذ با چسب وصل کرده ایم به حالت خوشه گندم شکل داده و به همان شیوه ی بادام ها روی کوزه ها بچسبانید سماق هم از همین روش برای قرار دادن به روی کوزه ها استفاده میشود
در این روش تخم مرغها را به رنگ کوزه ها رنگ کرده و روی آن را با یک گاز به صورت پاپیون و یک روبان به رنگ متصاد تزیین کنید. از سیبهای کوچک برای چیدن دور یک شمع گرد استوانه ای بلند و قطوراستفاده کرده و درون یک ظرف متوسط که با پارچه ای به رنگ کوزه ها پوشش داده شده دور ظرف میچینید وشمع را در وسط آن قرار میدهید برای آنکه سیبها کاملا به هم متصل باشند میتوانید از طرفی که به سمت شمع قرار دارند با یک سیم بلند باریک از بین سیبها رد کرده و آنها را به همان شکل دایره نگه دارید . بهتر است شمع به رنگ متضاد کوزه ها باشد با گاز و روبان به سلیقه ی خود میتوانید اطراف ظرف را تزیین نمایید
سبزه در این سفره به صورت گرد در ظرفی که وسط آن پوشش داشته باشد باید سبز شود و ظرف آن باید تقریبا بزرگ باشد درست مانند کیکی که از وسط کیک حفره ی خالی دارد ... سبزه در وسط سفره قرار میگیرد ودر وسط آن گل سنبل قرار میدهید. کوزه ها را به صورت خوابیده اطراف آن می چنید تخم مرغها را یکی در میان بین کوزه ها قرار میدهید ، آیینه در سمت چپ بالا، گلدان گل با گل شب بو در سمت راست بالا و کتاب آسمانی در سمت راست پایین به همراه شمع و تنگ ماهی در سمت چپ پایین قرار میگیرد

سفره هفت سین ساده و زیبا برای میز های کوچک با ظروف سفالی یا
سرامیک چهارگوش
ظروف سرامیک یا سفالی چهار گوش انتخاب کرده و روی آن را از گوشه سمت چپ با یک پاپیون چهارخانه با زمینه ی قرمز و سبز تزیین میکنیم و در قسمت وسط تا پایین به سلیقه ی خود در هر ظرف یکی از مواد مانند سماق، سکه، سنجد، اسفند، برنج با چسب حرارتی یا مایع چسبانده و زیر این ظروف را پایه های پلاستیکی قرار دهید به صورتی که مانند یک تابلو قرار بگیرد این کار باعث میشود که فضای کمی را اشغال کنند.
چهار تا جام را با اسپری به رنگ سفال قهوه ای کرده و درون دو تا از آنها سرکه و سمنو را قرار دهید و دو جام دیگر را تا دو سوم با آب پر کرده و روی آن پارافین بریزید و سپس شمع روی آب در آن بگذارید. و پایه های آن را با همان روبانها که ظروف را تزیین کرده اید طراحی کنید. سبزه را در یکی از همین ظروف باید سبز کنید تا شکل میز زیبا تر باشد تخم مرغ های رنگی را نیز در ظرف خوابیده سفالی یا سرامیکی روی میز قرار میدهید و سپس به همراه تنگ کوچک ماهی که میتوانید یک سوم آن را نیز با رنگ قهوه ای از پایین رنگ کنید و به شکل دلخواه به همراه یک آینه و یکی از کتب مقدس کوچک بر روی میز بچینید

سفره هفت سین ساده و زیبا برای میزهای کوچک با سبدهای چوبی کوچک ¤¤
سبدهای یکدست کوچک تهیه کرده و داخل آن را با پوشال یا برگهای گلهای خشک کرده مانند برگ گل رز یا لاله پر کنید و از یک طرف دسته های سبد را با کنف گیس بافت شده یا طناب بپیچید تا دسته ها را کاملا بااین کار پوشش دهید میتوانید با گلهای خشک صحرایی یا میوه های کاج کوچک از یک طرف از داخل به سمت بیرون تمامی سبدها را تزیین نمایید و مواد خشک را به راحتی درون سبدها بگذارید . سرکه و سمنو را درون ظروف کوچک گذاشته و درون سبد قرار دهید و با برگهای گل یا پوشال اطراف آنرا خوب پوشش دهید. سبزه را نیز باید در ظرفی پلاستیکی به اندازه ی سبدها سبز کرده و سپس درون یکی از این سبدها قرار دهید.
برای شمع میتوانید از شمع های استوانه ای پهن در سه سایز مختلف استفاده کرد و یک چهارم شمع را با کنف به صورت دایره پوشش داد
چیدن این میزها به دلخواه صورت انجام میپذیرد و وابسته به فضاییست که مورد استفاده قرار میگیرد
نکته : فراموش نکنید که در این نوع سفره ها بهتر است از آینه های کوچک و ساده استفاده شود

سفره هفت سین برای میز چهارگوش با پایه های فرفورژه
این سفره هم بر روی میز و هم بر روی زمین میتواند قرار بگیرد در این نوع تزیین سفره نکته ی مهم نوع پایه هاست که توجه را به خود معطوف میکند پایه ها باید دو به دو با هم یکسان باشند و بهتر است که در سایزهای مختلف قدی باشند ظروفی که بر روی پایه ها قرار میگیرند از یک طرف با گلهای مصنوعی به صورت آبشاری از دورن ظرف به سمت بیرون میتوانید تزیین کنید و مواد را درون ظروف میریزد
سفره را روی میز یا زمین پهن میکنید و یک پارچه دیگر که بهتر است ترمه باشد به صورت لوزی در وسط قرار دهید آینه بزرگی انتخاب کرده و در بالای سفره در وسط میگذارید، دو تا شمعدان بلند در دو طرف آن قرار میدهید که بهتر است اگر از فرفورژه استفاده میکنید بر روی پایه های فرفورژه باشد
به ترتیب سایز پایه ها، دو به دو در دو طرف سفره اقلامی که باید بر روی پایه ها باشند در سفره میچینید. تنگ ماهی بزرگی را انتخاب کرده و با سنگهای تزیین و یا گوش ماهی در کف تنگ آن را تزیین کنید و در وسط سفره قرار دهید. سبزه را در ظرفی سبز کنید که میان آن مانند کیک حفره دار و میان تهی باشد. آجیل را در ظرف پایه دار ریخته و پایه آنرا در وسط سبزه ها قرار دهید و در سفره بگذارید. در این سفره ها که معمولا سفره های بزرگی هستند حتما از بیش از یک گلدان گل استفاده نمایید. شیرینی و نقل را به دلخواه خود در فواصل خالی سفره قرار دهید
یک تزیین ساده
میتوانید از جام برای سفره هفت سین خود استفاده کنید به پایه های جام با روبان گلبهی یا صورتی یک پاپیون زده یا با یک گل رز سفید مصنوعی یک گوشه از پایه را تزیین نمایید و مواد را به تفکیک درون جامها قرار دهید به دور تخم مرغ ها از رنگ روبان یا گل، گاز پیچیده و درون جام قرار دهید و در یک سفره گرد دور تنگ ماهی این جامها را بچنید و سبزه و کتاب و آینه را به همراه گلدان گل در چهار طرف سفره قرار دهید، شمع به صورت مایع در یکی از جامها به صورت تک شمع قرار میگیرد.

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤