هنر سوزن دوزی هنرهای دستی تجلی زیبایهایی نشاًت گرفته از ذوق وسلیقه مردمان هردیاری نشاندهنده توجه آنان به پیرامون هزاررنگ ودنیای اطرافشان می باشد . که گاهی سرخوردگیهای روزنده ، گاهی سرخوشیهای حال وگذشه را با آفرینش آثارجاودانی به نمایش گذاشته اند . هنرسوزندوزی نیز ازاین هنرها جدانیست .سوزن‌دوزی هنر نقش‌آفرینی با سوزن است. هنرمند سوزن‌دوز در سایه عشق و علاقه خاصخود باحوصله‌ای کافی طرح‌های افسون‌گر و خیال‌پرور خود را با وسایلی که در اختیار دارد بر روی پارچه نقش می‌زند و عاشقانه هنر خود را در اقلب رویه لحاف، روبالشی، روتختی، بقچه، کیف، جای نماز، سجاده وقاب قرآن و بسیاری از وسایل زندگانی می‌آراید و زیبایی تن‌پوش را نیز صدچندان می‌کند و ان را به درجه عالی شکوهمند می‌رساند.
اما آنچه که دراین میان حائز اهمیت است جنبه اقتصادی و اشتغال زائی وهمچنین منبع درآمدی برای خانواده ها می باشد این مقاله نگاهی دارد به نوع فعالیت سوزندوزان بلوچ وآثار مرتبط به آن .
تاریخچه صنعت سوزن دوزی
زمان رواج آن بعنوان یک هنر اصیل بطور کلی مشخص نیست اما از آنجایکه سوزن دوزی با طبیعت رابطه ای تنگاتنگ دارد پس می توان آن را درنهاد وسرشت آنها یافت .
هرچند ممکن است دربرهه ای از زمان به علت عدم وجود امکانات ونداشتن توانائی لازم برای بروز دادن نتوان آن رادید اما این دلیل عدم انکار این هنر درآن زمان نمی تواندباشد .
سوزن دوزی هنری است که برگرفته از ذوق وقریحه فرد هنرمند می باشد وهمان طور که بسیاری از شاهکارها ازسرشت ناخود آگاه فرد سرچشمه می گیرد مانند فکر کردن ، اندیشیدن ، میل به کمال رسیدن و... که از همان ابتدا دروجود آدمی می توان یافت سوزن دوزی را نیز باید چیزی مثل اینها دانست اگردرمورد سوزن دوزی به قدری تعمل کنیم آنرا همان فکر ذهنیات می یابیم که زن بلوچ با بهره گیری از روحیه بی غل وغش خود که می توان آن را به دور از همه ناخالصی های جامعه دانست به خوبی وبه زیبایی آن جاذبه ها وآن سنبلها را که به ذهنش خطور می کند و آنها رادردل طبیعت به خوبی حس می کند به عنوان هنر خود به اطرافیان نمایان می کند . سوزن دوزی این هنر پرجذبه رانمی توان به زمان خاصی اختصاص داد اما اگر بخواهیم زمان به فعلیت رسیدن آن را بررسی کنیم شاید درحدود 100 یا 200 سال پیش از ظهور اسلام و آمدن اسلام به ایران مربوط باشد که قومی به نام اسلاوها به ناحیه ای ازبلوچستان آمده ودرآنجا سکنی گزیدند .
این گروه از اسلاوها از طریق جاده ابریشم به این منطقه آمده بودند ( این منطقه درحال حاضر جز خاک پاکستان است ودرمرزافغانستان وپاکستان قراردارد ) این ناحیه را که این گروه برای سکونت خویش برگزیده بودند بعلت اینکه مسیحی بودند وآئین اسلام را قبول نداشتند کافرستان می گفتند که این قوم پرورش کرم ابریشم وبدست آوردن نخ از پیله های ابریشم و استفاده از آن را درپارچه بافی و سوزن دوزی به زنان بلوچ آموختند .
قبل ازرواج پارچه خارجی این منطقه از نظر تامین لباس وپارچه خود کفا بود که به افراد متخصص این کار جولاهک می گفتند که زنان بلوچ با ظرافت کاریهای خاص خود هنر سوزن دوزی را رواج می دادند که درکنار زنان مردان نیز به نوبه خود دراین امر یاری می رساندند .
کارهای سخت وخشن این هنر را مردان وکارهای ظریف را زنان بر عهده داشتند .
پنبه رستن از زنان وبافتن از مردان ، اجرای نقشه ها برروی پارچه از زنان وفروش برعهده مردان بود . سوزن دوزی آنچنان با زندگی زنان بلوچ آمیخته که درهرجــــای دنیـــا سوزن دوزی را با زن بلوچ وزن بلوچ را با سـوزن دوزی می شناسند .
سوزن دوزی این هنر پرمباهات بلوچ بعلت زیبایی وشهرتی که پیدا کرده است خوشبختانه فقط محصوربه این منطقه نمی باشد بلکه آوازه آن فرسنگها فراتر از اینجانیز رسیده است وخودرا به صورتهای متفاوتی نشان داده است . بطوریکه حتی در بین افرادی که قدرت آن را نداشته باشند تا پی به آن رموزی که در تار و پود آن وجود دارد ببرند اما از همان ظاهر زیبا و جذاب آن نهایت استفاده را خواهند برد.
  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤