تاریخچه نقاشی قهوه‌خانه‌ای
نقاشی قهوه‌خانه‌ای با یک نیاز در جامعه سنتی ایران اواخر سلسله قاجاریه به وجود آمد؛ نیازی که براساس آن شاید بتوان یکی از کاربردی‌ترین هنر‌های جهان در قرون مختلف را جستجو کرد.
در تعاریف رسمی،‌‌ از هنر نقاشی قهوه‌خانه‌ای به عنوان بخشی از زیرشاخه هنرهای تجسمی‌ به شبیه‌سازی عامیانه (Image populaire) یاد می‌شود.
این که چنین نقاشی‌ای براساس نیازی شکل گرفته است شاید فلسفه وجودی این هنر را تفسیر کند. براساس نظر بسیاری از هنرشناسان، چیستی نقاشی قهوه‌خانه‌ای شاید مهم‌تر از چگونگی آن باشد، آن هم در دنیایی که یک هنر آن هم نقاشی براساس نیاز مردم کوچه و بازار شکل گرفته است.
در هنر نقاشی قهوه‌خانه‌ای هنرمند تنها با اتکا به تکنیک‌ها و روش‌های رایج در هنر نقاشی به خلق یک اثر هنری نمی‌پردازد و در این میان برای نتیجه گرفتن از موضوعی که در ذهن دارد و شاید نمی‌تواند آن را به زبان ساده جاری کند، به نقش زدن آن می‌پردازد.
شاید همین موضوع مشخص‌کننده زمینه تمایز این هنر با دیگر هنرهای تجسمی باشد. این هنر در ابتدای شکل‌گیری خود امری نوظهور در کشور به شمار می‌رفت، اما برخلاف بسیاری از نماد‌های نوظهور، نقاشی قهوه‌خانه‌ای در میان مخاطبان خویش پذیرفته شد.
نکته دیگری که باید به آن بیش از پیش توجه شود این که مخاطبان نقاشی قهوه‌خانه‌ای را چه کسانی تشکیل می‌دهند؟ اگر مخاطبان این هنر را از ابتدا مردم کوچه و بازار یعنی کسانی که در قهوه‌خانه‌ها دمی را برای نوشیدن چای به سر می‌بردند به شمار بیاوریم بتدریج این هنر از میان خاستگاه اصلی خود بیرون آمد و حتی سفارش‌دهندگان کشیدن پرده‌های مختلف نیز تغییر کردند و از قهوه‌خانه‌ها به بیرون آمدند و حتی در این میان اندازه پرده‌ها نیز تغییر چشمگیری کرد تا در خانه‌ها نیز جایی برای نمایش تابلوهای نقاشی قهوه‌خانه‌ای باز شود که موضوعات جدیدی پیدا کرده بودند.
موضوعات نقاشی قهوه‌خانه‌ای بیشتر به سمت مذهبی پیش رفتند و درمیان بسیاری از سفارش‌‌دهندگان، مردم کوچه و بازار نیز دیده شدند.
تقاضا برای داشتن یک تابلوی نقاشی قهوه‌خانه‌ای بالا رفت و در این میان هنرمندان بیشتری به سمت خلق پرده‌های نقاشی قهوه‌خانه‌ای روی آوردند.
در بررسی بن‌مایه نقاشی قهوه‌خانه‌ای باید با این مضمون موافق باشیم که چنین سبکی گرچه در زمان خویش پدیده‌ای نوظهور در ایران به شمار می‌رفت که براساس نیاز شکل گرفت، اما رونق و گسترش آن بر مبنای نوعی ارتباط ذهنی و عاطفی بود که مخاطبان این آثار با آنها براساس شاکله‌های فکری که عمدتا در دیدگاه مذهبی‌شان جای گرفته بود، ایجاد شد.
شاید به همین علت باشد که تابلو‌های نقاشی قهوه‌خانه‌ای وقتی با رونق روبه‌رو شد که اواخر سلسله قاجاریه، هنرمندان این رشته با روی آوردن به مضامین عاشورایی مخاطبان بیشتری نسبت به پیش برای خویش پیدا کردند. در آن‌ زمان بسیاری از هنرمندان نقاشی قهوه‌خانه شاید از نظر تکنیکی به علوم روز نقاشی مسلط نبودند، اما همین هم‌آوایی هنر و مفهوم عاشورا در این آثار باعث شد سبکی جان بگیرد که جانمایه‌اش ایجاد رابطه عمیق حسی با مخاطب آثار باشد.
شاید با توجه به این مساله بتوان نقاشی قهوه‌خانه‌ای را نوعی استثنا در نقاشی معاصر جهان به شمار آورد، زیرا هنرمندان نقاشی قهوه‌خانه‌ای پیش از شروع به کار برای خلق یک اثر هنری ابتدا وضو می‌گیرند و سپس به خلق اثر می‌پردازند. در احوالات بسیاری از نقاشان قهوه‌خانه به کرات می‌بینیم که بسیاری از ایشان هنگام خلق یک اثر هنری با اشک، تابلو‌هایی مانند مصیبت کربلا را خلق می‌کنند. این مساله در دنیای هنر نشان می‌دهد که قرار است اثری متفاوت خلق شود تا از سویی ریشه در اعتقادات مذهبی هنرمند خالقش داشته باشد و از سویی دیگر، با جانمایه‌های ذهنی و عاطفی مخاطب نیز ارتباط برقرار کند.
این موضوع، یعنی ارتباط عاطفی با آثار نقاشی قهوه‌خانه‌ای که با مفهوم عاشورا خلق شده‌اند تنها به مخاطبان شیعه این آثار بر نمی‌گردد و موضوعی است که با روحیات مخاطبانش با هر دین و مسلکی ارتباط مثبت برقرار می‌کند. جالب است که صاحب مجموعه‌های بزرگ این سبک، بیشتر مجموعه‌دارانی هستند که مسلمان نیستند، اما همگی در برخورد با این آثار از حزنی سخن می‌گویند که با دیدن این پرده‌های نقاشی شده بر دل و جانشان می‌نشیند.

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٦