قالی بافی ، در آغاز ، در میان قبایل چادرنشین و کوچ رو پدیدار گشته است که عمده کارشان گله داری بوده است . اینان پوست گوسفند را به جای زیرانداز درچادر- و هم­چنین به صورت پوستین برای پوشش تن خویش – به کاری می­برده اند و به تدریج که رشتن پشم و بافتن آن آغاز شد­مهارت و تنوعی در کار به دست آوردند و سرانجام قالی را اختراع کرده­اند .

بدین سان قالیچه ی پشمی که زیرانداز گرمی است و رنگ آمیزی دل انگیزتری دارد جای گزین پوست شد . بافتن قالیچه طی نسل ها در میان چادرنشینان رو به گسترش و تکامل رفت و هنگامی که گروه ها و تیره های مختلف آنان در روستا و سپس در شهر مستقر شدند و در خانه های وسیع تری سکنا گزیدند ، نیاز به قالی و قالیچه و.... بزرگتر پیدا شد هم چنان که امروز نیز می توان  دید . قالیچه بیشتر فرآورده ی روستاها و مناطق ایل نشین است و ظاهری ساده و خشن تری دارد ؛ و حال آن که قالی به ویژه در شهر و تا حدودی هم در روستاهای بزرگ نزدیک به مراکز بافندگی شهری بافته می شود .

به احتمال زیاد فن قالی بافی بعد از سایر فنون نظیر سبد بافی ، پارچه بافی در دوران مادر شاهی و زمانی که مردان به شکار و جنگ مشغول بودند ابتدا توسط زنان پدید آمده است . در طول تاریخ نیز این فن بیشتر نزد زنان متداول بوده واکنون نیز اکثر بافندگان جهان را زنان تشکیل می دهند .

پشم

پشم : مهمترین عامل فرش پشم است و پشمی که به کار قالی می خورد باید صفات زیر را دارا باشد:

استحکام ، شفافی ، نرمی ، نداشتن مو ، بلندی الیاف ، کمی جعد و پیچیدگی و ظرافت الیاف و پشم گوسفندان ایران خصوصاً خراسان فوق العاده مناسب است . ترکمن ها پشم را پس از شستن و خشک کردن و رنگ با گیاهان طبیعی با «یون درق» به معنای «شانه پشم » به فارسی شانه کرده و سپس با دوک ساده  ای می ریسند که به آن «ایک- IK » می نامند .

درمورد طرح یک قالی ، قالیچه و... برخلاف مناطق شهری روی کاغذ طرح را تنظیم نمی کنند . ولی ضمن بافندگی محل آغاز و انجام هر نقشی را در زمینه قالی و قالیچه می دانند و نقش های مختلفی را می توانند روی قالی و قالیچه بیاورند هر خانه شطرنج معمولاً علامت یک گره در روی قالی است . قالی ترکمنی با گره ترکی بافته می شود دستگاه یا دار قالی بافی وسیله ای که برای بافتن فرش و قالیچه به کار می رود و آن را کارگاه هم می گویند به طور کلی دارها دو نوع است­.

1-  دار افقی  ، 2- دار عمودی .

ترکمن ها از دار افقی استفاده می کنند . پژوهشگران و سفرنامه نویسان این رشته چون : سیسیل ادوار ذر ، مارکوپولو ، استاد عیسی بهنام و.... هر یک به نحوی از انحاء از قالی و قالیچه ترکمن سخن به نیکی گفته اند .

« و. گ. موشکوا» ، خبره قالی شناسی که پیش از انقلاب اکتبر شوروی سابق « روسیه فعلی » که دختری 25 ساله ای بود به آسیای میانه آمده و در سن پنجاه سالگی در گذشت . وی به مدت 25 سال در زمینه ی فرش ترکمن به پژوهش اشتغال داشت . آثار این تحقیق آکادمیک در دانشگاه تاشکند تدوین و به صورت کتابی ارزشمند ، چاپ و به زبان های گوناگون ترجمه شده است در این کتاب « موشکوا» می نویسد :

« نقش و نگارهای ترکمنی به زعم تفاوت های محلی و قبیله ای دارای سبک یگانه است . همان نقش و نگارها همواره اقتباسی ساده نیست . این ها نشانه های پیدایش مشترک گروه هایی هستند که امروز قبیله مستقل اند و یا نشانه های اتحاد چیدین گروه هستند و این هماهنگی را می توانیم در نقش و نگارهای تکه ها ، یموت ها ، ارسابها و ساریق ها بیابیم که بنا بر شواهد تاریخی دارای پیدایش مشترکی هستند . امّا پا به پای ویژگی های مشترک در نقش و نگارها تفاوت قبیله ای نیز به خوبی نمایان است.

نقش و نگارها قالی و قالیچه های ترکمنی به خصوص در قالی های بزرگ به ویژه مرزبندی حاشیه و زمینه ی بسیار نمایان است . نشان قبیله « توتم » بوده است . طرح های معروفی که ترکمن ها با آن قالی خود را زینت می دهند عبارتند « ماری گل» به معنای مرو ، « تکه گل » ، « قوچ» ، « درنق گل» ، « ناخن» ، «قسقه گل » که در اصل « قفسماق » به معنای لانه پرنده ای که در سواحل دریای مازندران زیستگاه اوست و «  کوشک داونی » یا اثر « پای بچه شتر» خوانده می شود . دختران ترکمن سوای قالی و یا «خالی» و قالیچه که برای آرایش خانه است بافتنی های دیگری مانند : نمازلیق « سجاده » قالیچه های کوچکی که روی آن نماز اقامه می کنند ، « قاپی گلیم » گلیمی که در دم در ورودی پهن می کنند ، « انبان» ، « توربا» یا توبره ، « جوال» ، «قرچین » خورجین ، « مپرچ» یا «مفروش» و کیف های دستی و... می بافند . استاد نیازی را به حق باید بنیانگذار فرش معاصر ترکمن و احیاءکننده صحیح اصالت و ارزش های آن نامید . استاد نیازی برای پژوهش درباره ی فرش ترکمن تمام نقاط ایران ، افغانستان ، آسیای میانه ، اروپا و خصوصاً به آلمان سفرکرده و می خواهد حاصل تجربیات و دانش نیم قرن خود را در طبق اخلاص نهاده و کارهای مثبتی درامر بهبود قالی نموده است . همسر و پسرش هم پابه پای مشارالیه با او اشتراک مساعی داشته اند نگارنده در سال 1367 که ایشان فرش های محراب گل و آفتاب را می­بافتند در کتاب « ترکمن های ایران  در صفحه 409 » بدان اشاره کرده ام. امید است با همکاری دوستداران قالی و قالیچه ایران خصوصاً جوانان ترکمن نهایت استفاده لازم را از دانش و تجارب ایشان ببرند .

قالی بافی از دیدگاه مردم شناسی «فولکلور» درمیان ترکمن ها ویژگی خاصی دارد . که نگارنده به یک مورد اشاره می کنم هنگامی که بافندگان شروع به بافتن نخستین گل قالی نمودند ، این ابیات را می خوانند :

«به به آلما جیق ، حَالا ، شِینّا قالما جیق .

گوگلانگه گوز آغیر ، قزل لاره ایچ آغیر »

ترجمه : زود باشیم که دیر نشود ، اگر شخص آبی پوشی بخواهد چشم بزند چشمش درد کند واگر شخص قرمز پوشی بخواهد چشم بزند دلش درد بگیرد

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩
تگ ها :