گنبد سقفی است نیم کروی یا مقعر که معمولاً در بالای پلانهای مدور یا مربع و کثیرالاضلاع- که با کمک گوشوار مدور می شود- تعبیه می گردد.
ساختمان گنبد دارای سوابق طولانی است که قدمت و سیر تحول آن بخوبی روشن نیست، ولی با توجه به گفته های «ویل دورانت» مورخ هنر و نویسنده کتاب عظیم «تاریخ تمدن» چنین خانه هایی را در جایی که روزی سرزمین سومر بوده است، هم اکنون به آسانی می توان دید. کلبه ها دری چوبین داشته که روی پاشنه ای سنگی می چرخد، و کف اطاق معمولاً گلی بود، سقف کلبه را با خم کردن و اتصال سرنی ها به شکل قوسی می ساختند، یا اینکه نی ها را گل اندود می کردند و روی تیرهای عرضی سقف می کشیدند.
گنبد اصولاً جنبه حفاظی دارد ولی این عنصر حفاظتی نیز، مانند سایر عناصر انتفاعی، عملاً دارای جنبه های هنری است و به عبارت دیگر ذوق و سلیقه زیبایی خواهی در آن وجود دارد و انواع ساده، و بخصوص نوع دوپوشی آن را می توان در زمره هنرهای تزیینی محسوب داشت.
یکی از معانی گنبد قبه است و چنانچه این کلمه را با کپه نزدیک بدانیم، عبارت از تل خاکی خواهد بود که روی قبر ریخته می شود. کپه در روی قبور مصر باستان، قبل از سلسله ها، معمول بوده و مصطبه نامیده می شده، به این معنی که در آن زمان جسد را در گودالی که با شن پوشیده می شد می گذاشتند و چون این شنها با گذشت زمان از بین می رفت و اجساد نمایان می شد، بتدریج به فکر استحکام قبرها افتادند. بنابراین شنهای کپه شده روی قبر به بنایی که معمولاً از خشت خام بود، مبدل گردید.
در دوره سلسله های دوم و سوم، ساختمان فوقانی این قبور تغییر کرد. از آن پس روی قبرها را با توده ای از خاک و سنگ پر کرده و جدار خارجی را با خشت می ساختند و گاهی آنها را با تخته سنگهای بزرگ می پوشاندند. قدیمی ترین گنبد ایرانی که تاکنون شناخته شده، گنبد کاخ اردشیر در فیروزآباد است. این گنبد که بر روی دیوارهای خیلی ضخیم بنا شده، چنان نادرست و بی ترتیب ساخته شده که در ارتفاع چند متری از قاعده آن هنوز برش افقیش مدور نیست و به احتمال قوی، این گنبد یکی از اولین انواع طاق است که در ساختمان تحقق یافته و مدتها پیش از ساختمان آن دهقانان فارس ساختن آن را می دانستند و آن را با خشت خام می شاخته اند و قدیمی ترین نمونه آن از بین رفته است. این نوع طاق که در دوره ساسانی مسیر تکاملی را می پیمود و ساختمان بین منطقه سطح مربع و قسمت مدور گنبد تا دوره اسلامی متکی به قاعده درستی نبود، با وجود این در تمام دوره ساسانی با شکوهترین و پسندیده ترین طاقها شناخته شده بود. هنوز می توان حدود سی نمونه کم و بیش ویران شده آن را در باختر ایران مشاهده کرد. در صورتی که در خاور کشور فقط در دامغان و بازه هو و کوه خواجه از این نوع دیده می شود. در مغرب ایران نیز جالبترین نمونه های مسجد ایرانی که عامل اصلی آن چهار طاقی ساسانی است را می توان دید. این نوع مسجد عبارت از گنبدی است روی چهارپایه که به وسیله چهار قوس پیوسته قرار دارد.
از اینجا می توان نتیجه گرفت که گنبد ایرانی نه تنها در غرب ایران و مخصوصاً در فارس به وجود آمد، بلکه عظمت خود را نیز برای اولیتن بار در آنجا به دست آورده است. بدیهی است که اگر به حجاری های کویر نجیک اعتماد کنیم، مدتها پیش از آن در آشور هم ساختمان گنبد معمول بوده و همچنین در مصر و یونان و روم، اما با تکنیک دیگری، و این نشان می دهد که در نواحی مختلف گیتی اقدام به پوشاندن تالارهای مربع یا مدور به وسیله گنبد کرده و در همه جا وسائل این کار را به دست آورده اند.

چگونگی گنبدهای دوپوشی
گنبد دوپوشی دارای دوپوش جداگانه می باشد. پوش داخلی، غالباً مدور و پوش خارجی مدور، مخروطی، هرمی و بیضوی و تیز است. راجع به فلسفه قرار دادن دو پوش در بناها نیز گفته شد که، احتمالاً برای جلوگیری از نفوذ رطوبت برف و باران به قشر داخلی بنا، پوش دیگری با فاصله مناسب در بالای پوش اول ایجاد و منافذی در آن پیش بینی کرده اند تا هوا در فضای بین دوپوش جریان یابد و پوش داخلی خشک و در امان باقی بماند. این ملاحظه در نقاط مرطوب مانند صفحات شمال ایران منطقی به نظر می رسد، ولی با اجرای این رویه در نقاط نسبتاً خشک، چون مرو و اصفهان، نتیجه می گیریم که می باید منظور دیگری نیز در بین باشد.
در ایجاد گنبدهای دوپوشی منظورهای تزیینی و زیباخواهی نیز موثر بوده است زیرا:
اولاً، ایجاد پوش دوم عظمت بیشتری به بنا می دهد و عظمت بیشتری به بنا می دهد و عظمت از عوامل مهم زیبایی است.
ثانیاً، خطوط منحنی گنبد نرم و مطبوع است و از یک طرف مانند خطوط عمودی نظر را به بالا می کشاند و از طرف دیگر، مانند خطوط افقی، آرامش می بخشد. البته این موضوع در گنبدهای ساده نیز مصداق دارد ولی در گنبدهای تزیینی غالباً خاصیت رنگها، خاصیت خطوط را تقویت می کند و به بیننده لذت بیشتری می بخشد.
ثالثاً، پوش خارجی گنبد سطح مناسبی برای هنرنمایی استادان آجرتراش و کاشیکار و مقرنس ساز و نویسندگان خطوط بنایی و نسخ و غیره می باشد و عناصر تزیینی دیگر چون مشبک ها، اسلیمی ها، گل و بته ها را بهتر القاء می کند، چون هیچ زمینه تزیینی دیگری نمی تواند به این ترتیب نقوش و خطوط و سایر عناصر را مانند گنبدها جلوه گر سازد و در معرض دید بینندگان بگذارد.
رابعاً پوش خارجی سبب می شود که پوش داخلی در ارتفاع کمتری قرار گیرد و بیشتر در معرض دید باشد. فی المثل تزیینات زیر گنبد دوپوشی تالار مربع مسجد شاه اصفهان، که 36 متر ارتفاع دارد، از منظره زیر گنبد یک پوشی مقبره سلطانیه، که حدود 50 متر با بیننده فاصله دارد، بیشتر و بهتر جلوه می کند.
  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤