ظرفهای سفالی از همان مراحل اولیه ساخت و تکامل خود دارای پوشش بودند، پوشش قشر نازکی از گل رقیق شده بود که روی بدنه ظرف را می پوشانید. نحوه پوشش دادن به این صورت بود که پس از پرداخت ظرف، سفالگر آن را در داخل دوغابی که در ظرف دیگر آماده کرده بود فرو می برد. به نظر می رسد که ظرفها به دو منظور پوشش داده می شدند، مسدود شدن خلل و فرج ریز دیواره و صاف و یکنواخت کردن رویه ظرف و محو کردن نشانه دست و انگشت سفالگر.
البته پوششهای رنگین هم در تزئین رویه ظرف نقش داشتند. پوشش یا از همان خاک رسی بود که ظرف به وسیله آن ساخته شده و یا گاه با رنگ خمیر سفال متفاوت می شد. از جمله یک گروه از سفالهای آنوی I در اندازه های کوچک با خمیر خشن زرد ساخته شده و دارای پوشش قرمز بوده اند، گونه ای از آن سفالها هم قابل مقایسه با سفال تپه چشمه علی نزدیک تهران بوده که صیقل خورده و پوشش قرمز رنگ داده شده اند۱. یا در قره تپه دو گروه سفال با پوشش قرمز و پوشش روشن شناسایی شده اند که در فرم هم متفاوتند.
نوع پوشش تا آنجا تعیین کننده بوده است که برخی براساس آن قلمرو فرهنگهای خاصی را پیشنهاد کرده اند. مثلادر بخشهای شرقی ایران و بلوچستان دو سنت عمده فرهنگی را در حدود ۴۰۰۰سال پیش از میلاد تشخیص
داده اند.
در شمال فلات ایران سفالی رایج بوده است که دارای پوشش گلی غلیظ قرمز رنگ بوده و نوع آن در آنوی IA و تپه حصار دامغان شناسایی شده است و بعدها در دامنه های کپ داغ اشاعه پیدا کرده و متداول شده است و تا واحه کاشان پیش رفته و در آنجا مشخصه سفالهای دوره I و II سیلک شده است. در مقابل این فرهنگ، سفال با پوشش نخودی رنگ قرار دارد که در جنوب مدار ۳۲ درجه شمالی معرف سنتی متفاوت است. سفال نخودی رنگ در بخشهای جنوبی زاگرس اشاعه یافته است۲.
به هر حال سفالهای ساده همواره دارای پوشش بوده اند اما لعاب به دلیل پیچیدگی و تعدد مواد تشکیل دهنده آن ازقدمت کمتری برخوردار است. برخی آغاز لعاب دادن ظرفهای سفالی در ایران را قرن هفتم پیش از میلاد دانسته و از خمره کوچکی کشف شده در زیویه به عنوان نخستین ظرف لعاب داده نام برده اند۳.
اما گزارشهای باستان شناسی از ظرفهای لعاب داده شده در « تاگسیکین» واقع در ناحیه خوارزم خبر می دهند که متعلق به دوران برنز بوده و ظاهرا بر روی لعاب سیاه نقشهای سفید رنگ ترمیم شده است. همانند آنها را در قزاقستان مرکزی و سیبری نیز یادآور شده اند۴.
در تپه افراسیاب ( افراسیاب I و II) سفالهایی مرغوب متعلق به دوران بلخی – یونانی به دست آمده است که دارای لعاب قرمز رنگ بوده اند۵. از وخش در تاجیکستان هم مقدار فراوانی سفال با کیفیت عالی مربوط به قرن سوم و چهارم میلادی کشف شده که لعاب قرمز تیره رنگ داشته است۶. در باختر و سغد و منطقه مرو هم هم جامها و کاسه هایی با لعاب شفاف سرخ رنگ و کوزه هایی با لعاب روشن کشف گردیده که بیانگر پیوندهایی بین سفالگری آسیای میانه و سنن هنری ایران و یونان باستان و قبایل کوچ گر شمال بوده اند۷.
در سرتاسر قلمرو اشکانیان و ساسانیان ظرفهای سفالی لعابدار به رنگهای فیروزه ای، قهوه ای ، سبز و آبی رواج کامل داشته و حتی تابوتهای سفالی لعابدار به رنگ سبز یا آبی از آن دوران بدست آمده است.
سنت لعاب دادن روی ظرفهای سفالی در دوران اسلامی نیز ادامه یافت و در دوره سامانی تنوع فراوانی یافت. در شهرهای بخارا، سمرقند، نیشابور و جرجان سفال با لعاب پاشیده، لعاب یکرنگ و لعاب رنگارنگ تزئین می شد۱.
اما منطقه افراسیاب در سمرقند مرکز اصلی سفالهای لعابدار سده نهم تا سیزدهم میلادی شمرده می شد و سفالگران موفقیت حیرت انگیزی در بهره گیری از خواص رنگها کسب کرده بودند. در آن زمان سفالهای لعابدار مرو، نسا، شاش، فرغانه و چغانیان از شهرت و محبوبیت برخوردار بودند.
از اواخر سده چهاردهم میلادی و به دنبال تماس با چین نوعی لعاب سفید شیری رنگ رواج یافت و در گستره وسیعی مورد استفاده قرار گرفت.
کیفیت لعاب از اوایل سده هفدهم میلادی در آسیای میانه تنزل یافت و سفالهای لعابدار سده های نوزدهم و بیستم از حیث هنری کیفیتی نازل تر از سفالهای لعابدار سده های نهم تا شانزدهم میلادی داشتند۲.

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤
تگ ها : سفالگری